آیا کسانی که حدّی از طرف خدا بر عهده آنها ثابت است، می‌توانند در رجم شرکت کنند؟

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:وظیفه مسلمانان بعد از فوت زانی در اثر سنگسار
مقاله قبلی:کیفیت سنگ ها

آیا کسانی که حدّی از طرف خدا بر عهده ی آنها ثابت است، می‌توانند در رجم شرکت کنند؟

(وقیل: لا یرجم من لله فی قبله حد)، للنهی عنه؛ گفته شده است که افرادی که حدی از سوی خدا بر عهده‌شان ثابت است، نباید در رجم شرکت کنند؛ چون در روایت، شرکت آنها در اجرای رجم منع شده است.

وهل هو للتحریم، أو الکراهة، وجهان: من اصالة عدم التحریم ودلالة ظاهر النهی علیه؛ اما در اینکه آیا شرکت افرادی که حدی بر گردنشان است، حرام یا مکروه است، دو وجه وجود دارد؛ از یک سو چون در حرمت یا بی‌حرمتی آن شک وجود دارد، اصل بر بی‌حرمتی است. پس اصل اقتضا می‌کند که شرکت آنها حرام نباشد. از سویی دیگر نهی در تحریم ظهور دارد.

وظاهر العبارة کون القول المحکیّ علی وجه التحریم، لحکایته «قولاً» مؤذنا بتمریضه. إذ لا‌یتجه توقفه فی الکراهة؛ با توجه به ظاهر عبارت، از آنجا که واژۀ «قیل» استفاده شده است، می‌توان گفت که منظور نظر کسانی است که به کراهت معتقدند. اما به نظر می رسد که این نظر درست نیست؛ چرا که قول به کراهت را همه قبول دارند. بنابراین، «قیل» نمی‌تواند به قائلین به کراهت بازگردد؛ چرا که مؤلف با استفاده از واژه ی «قیل» می‌خواهد بفهماند که قول به تحریم ضعیف است و درست نیست که ما در اصل کراهت توقف کنیم. آنچه موجب توقف است، قول به تحریم است.

سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که مراد از حد چیست؟ آیا منظور تنها حدّ رجم است یا هر حدی از حدود که بر گردن فرد باشد؟ به عبارت دیگر کسی که می‌خواهد رجم کند، اگر خودش حدّ رجم بر گردنش باشد نمی‌تواند رجم کند، یا اینکه به طور مطلق هر حدی مثل قذف یا جلد هم اگر باشد، نمی‌تواند رجم کند. پاسخ این مسئله محل بحث است. بنابراین می‌فرماید: «وهل یختص الحکم بالحدّ الذی أقیم علی المحدود أو مطلق الحد»؛ آیا این حکم به حدی که بر شخص محدود اجرا می‌شود، اختصاص دارد یا منظور از آن مطلقِ حدّ است.

إطلاق العبارة وغیرها یدل علی الثانی؛ از عبارت مصنف استفاده می‌شود که مراد مطلقِ حد است؛ یعنی، کسی که حدی بر ذمه‌اش هست، چه حدّ رجم، یا هر حد دیگر، نباید در اجرای رجم شرکت کند و دیگری را رجم کند.

وحسنة زرارة من أحدهما (علیهما السلام) قال: «أتی أمیرالمؤمنین (علیه السلام) برجل قد أقر علی نفسه بالفجور، فقال أمیرالمؤمنین (علیه السلام) لأصحابه: اغدوا غداً علیّ متلثمین، فغدوا علیه متلثمین، فقال لهم: من فعل مثل فعله، لا یرجمه ولینصرف» تدلُّ علی الأوّل؛ اما روایت زراره بر حدّ رجم دلالت دارد. زراره از امام باقر و یا از امام صادق (علیهما السلام) نقل کرده است که مردی را به محضر امیرالمؤمنین (علیه السلام) آوردند که خودش به زنا اقرار کرده بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به اصحابش فرمود: فردا در حالی که لثام بسته‌اید، نزد من حاضر ‌شوید. فردای آن روز اصحاب در حالی که جلوی دهان و بینی خود را پوشانده بودند، نزد آن حضرت حاضر شدند. امام (علیه السلام) فرمود: اگر کسی کاری مثل کار این فرد انجام داده است، رجم نکند و برگردد. این روایت بر نظریه ی اول دلالت می‌کند؛ یعنی، حدی مثل این حد؛ به عبارت دیگر اگر کسی زنایی کرده باشد که موجب رجم می‌شود، نباید کس دیگری را رجم کند.

وفی خبر آخر عنه (علیه السلام) فی رجم امرأة أنه نادی بأعلی صوته «یا أیها الناس إن الله تبارک وتعالی عهد إلی نبیّه (صلی الله علیه وآله) عهداً عهده محمد (صلی الله علیه وآله) إلی بأنه لا یقیم الحد من لله علیه حد، فمن کان لله علیه حد مثل ما علیها فلا یقیم علیها الحد»؛ در روایت دیگری آمده است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگام رجم یک زن با صدای بلند فرمود: ای مردم، خدا با پیامبرش عهدی بست که پیامبر نیز با من آن را عهد بست و آن این بود که نباید کسی که خداوند حدی بر ذمه‌اش دارد، حد اجرا کند. یعنی، اگر کسی حدی، مثل این حدی که بر این زن است گردنش باشد، نباید این حد را اجرا کند.

این روایت دارای صدر و ذیل است. شارح می‌فرماید: «وصدر هذا الخبر یدل بإطلاقه علی الثانی وآخره یحتملهما، وهو علی الأول أدلّ، لأن ظاهر المماثلة اتحادهما صنفاً مع احتمال إرادة ما هو أعم. فإن مطلق الحدود متماثلة فی أصل العقوبة»؛ صدر روایت بر مطلق حدّ دلالت می‌کند؛ چرا که عبارت «حدّی مثل این حدّ» در صدر روایت نیامده است. ولی در ذیل روایت جمله‌ای آمده است که هر دو احتمال در آن هست. در ذیل فرموده است: «فمن کان لله علیه حد مثل ما علیها». دلالت ذیل روایت بر قول اول قوی‌تر است؛ یعنی، کسی که حد رجم در ذمه‌اش دارد، نمی‌تواند کسی دیگر را رجم کند؛ چرا که ظاهر عبارت حدی مثل این حد، به این معنا است که از نظر صنف حد مانند هم باشند و نه از نظر نوع حد. البته این احتمال هم هست که کلمه ی مثل بر اعم دلالت کند؛ یعنی، حدی مثل حدی که در ذمه ی این زن است. حال هر نوع حدی که باشد فرق ندارد؛ چرا که در اینکه حدود به طور مطلق مجازات هستند، تفاوتی با هم ندارند.

وهل یفرّق بین ما حصلت التوبة منها، وغیره؟ ظاهر الأخبار والفتوی ذلک، لأن ما تاب عنه فاعله سقط حق الله منه. بناءً علی وجوب قبول التوبة، فلم یبق لله علیه حد؛ سؤال دیگر این است که آیا بین گناه و معصیتی که از آن توبه کرده است و غیر آن تفاوتی هست یا خیر؟ یعنی آیا ما می‌توانیم بین کسی که از گناهی که موجب حدّ است، توبه کرده و کسی که هنوز توبه نکرده است، تفاوت قائل شویم؟ ظاهر روایت و فتواها این است که ما باید بین کسی که توبه کرده است و کسی که توبه نکرده است فرق بگذاریم؛ یعنی کسی که گناهی کرده و توبه کرده است، حق خدا، که همان حد است، از او ساقط شده است و در ذمه‌اش حدی نیست و می‌تواند در رجم شرکت کند چرا که قبول توبه واجب است و اگر کسی حقیقتاً توبه کند، خدا توبۀ او را می‌پذیرد و در این صورت دیگر حدی از طرف خدا بر ذمه‌اش نخواهد بود.

ویظهر من الخبر الثانی عدم الفرق، لأنه قال فی آخره: فانصرف الناس ما خلا أمیرالمؤمنین والحسنین (علیهم السلام)، ومن البعید جداً أن یکون جمیع أصحابه لم یتوبوا من ذنوبهم ذلک الوقت، إلّا أن فی طریق الخبر ضعفاً؛ از خبر دومی که نقل شد، چنین برداشت می‌شود که اگر توبه هم کرده باشد، نباید در حد شرکت کند؛ زیرا در آخر روایت آمده است که وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود کسی که حدی بر گردنش هست برگردد، همه برگشتند و فقط امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) ماندند. با توجه به این مسئله بعید است که اصحاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) که این گناه را مرتکب شده بودند، هیچ یک تا آن زمان توبه نکرده باشند. علاوه بر این، اصل این روایت، ضعیف است و نمی‌توان به آن عمل کرد. بنابراین، اگر کسی توبه کرده باشد، می‌تواند در رجم شرکت کند؛ زیرا تمام گناهانی که در ذمه‌اش بوده است با توبه از ذمه‌اش برداشته شده است.