احضارنامه

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
آیین دادرسی کیفری
مقاله بعدی:جلب متهم
مقاله قبلی:احضار متهم
آیین دادرسی کیفری
Private international law.jpg
مشخصات درس
عنوان درس آیین دادرسی کیفری
مقطع تحصیلی کارشناسی
رشته دانشگاهی حقوق
سرفصل های درس
کلیات
دادسرا
تحقيقات مقدماتی
جمع آوری دلايل ( 1)
جمع آوری دلايل ( 2)
قرارهای تأمين
قرار بازداشت موقت (1)
قرار بازداشت موقت (2)
تناسب تأمین
قرارهای نهايی
مرور زمان قرار منع تعقيب _ قرار مجرميت
كيفرخواست(1)
كيفرخواست(2)

احضار متهم به وسيله احضارنامه تحقق می يابد. احضارنامه در دو نسخه تنظيم می شود. يك نسخه از آن برای متهم است و نسخه دوم را متهم پس از امضا به مأمور احضار می دهد. كسی را نمی توان به عنوان متهم احضار كرد و يا جلب نمود، مگر اينكه برای احضار دليل كافی داشته باشيم. يعنی ابتدا بايد دلايل را جمع آوری كرد و در صورت كافی بودن دلايل، دستور احضار صادر نمود. تنها مقام قضايی است كه می تواند دستور احضار را صادر كند. به دستور قانون در احضارنامه متهم بايد به پنج نكته اشاره كرد. اين نكات عبارت اند از: 1 مشخصات متهم: نام، نام خانوادگی، نام پدر و آدرس؛ 2 علت احضار؛ يعنی چرا متهم احضار شده است؟ 3 تاريخ احضار؛ در قانون قضايی كشور ما تاريخ حضور به دو صورت تعيين می شود: الف) تعيين تاريخ دقيق : يعنی ساعت، روز، ماه و سال بايد به طور دقيق مشخص شود. اگر هر يك از اين موارد در احضارنامه ذكر نشود، احضارنامه ناقص است. ب) تعيين ضرب الاجل : يعنی به جاي تاريخ معين، به متهم مهلت می دهيم. به عنوان مثال متهم بايد ظرف يك هفته حاضر شود. در ادبيات حقوقی ما معمولاً به متهم سه روز مهلت می دهند. در بيشتر اخطاريه هايی كه صادر می شود می نويسند: احضار سه روز بعد از رؤيت احضارنامه. 4 محل حضور: مكان حضور متهم را مشخص می كنيم. به عنوان مثال شعبه سيزده بازپرسی دادرسی تهران واقع در خيابان داور. 5 نتيجه عدم حضور ؛ شايد متهم به مهلت تعيين شده در احضارنامه اهميت ندهد، پس بايد در احضارنامه قيد شود كه عدم حضور منجر به جلب می شود. اگر متهم با علم و آگاهی در محل حضور نيافت، می توان او را جلب كرد. قانون گذار در بعضی موارد اجازه داده است كه اگر قاضی مقتضی بداند نتيجه عدم حضور در احضارنامه نوشته نشود. اما در كشورهايی با سطح پايين فرهنگی كه همه شهروندان از نتيجه عدم حضور مطلع نيستند بهتر است ذكر شود و در اصلاح قانون نيز بايد به اين نكته بايد توجه شود تا اين امكان كه قاضی بدون ذكر نتيجه عدم حضور، متهم را غافلگير كند از بين برود. علاوه بر اين گفته اند در بعضی موارد می توان علت احضار را قيد نكرد . از اين لحاظ كه اگر علت دقيق احضار را بنويسم، گاه احضارنامه ها را به در منازل می چسبانند و مردم آن را مشاهده می كنند و متوجه می شوند كه به عنوان مثال اين شخص به اتهام زنا احضار شده است . بدين ترتيب آبروی شخص به خطر می افتد.در ادبيات حقوقی كشور ما و در روشه ايی كه هم اكنون وجود دارد، اتهام را به طور كامل نمی نويسند. مثلا اگر كسی مرتكب زنا شده باشد ، تنها به عنوان متهم او را احضار می كنند.