بررسی مسئله در باب تعزير

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:ميزان حد قذف
مقاله قبلی:فتوای ابن جنيد

بررسی مسئله در باب تعزير

(وكذا الكلام فی التعزير ) فيعزر قاذف الجماعة بما يوجبه بلفظ متعدد متعدداً مطلقاً، وبمتحد إن جائوا به متفرقين ، ومتّحداً إن جائوا به مجتمعين ؛ گاهی كلامی موجب حد نيست، بلكه موجب تعزير است ؛ برای مثال اگر به طور كنايه ای قذف كند، در اين صورت نيز طبق حرفی كه پيش تر در مورد حد گفته شد ، كسی كه جماعتی را قذف كند، اگر به لفظ متعدد باشد ، چند حد بر او جاری می كنند و اگر به لفظ واحد باشد، در صورتی كه با هم نزد حاكم بروند، يک حد بر او جاری می شود و اگر جدا جدا پيش حاكم بروند، برای هر كدام حدی ثابت می شود. در تعزير نيز همين گونه است ؛ به اين معنا كه اگر كسی جماعتی را به كلمه ای كه موجب تعزير است قذف كند و كلمه ای بگويد كه در قذف صريح نباشد و موجب تعزير بشود ؛ مثلاً بگويد: « من زانی نيستم. » و منظورش اين باشد كه تو زانی هستی . اگر اين الفاظ را متعدد بگويد ، چند تعزير می شود ولی اگر با يک لفظ بگويد؛ مثلاً بگويد: « أنا لست مثلكم زانياً »؛ من مثل شما نيستم و منظورش اين باشد كه شما زانی هستيد، اينجا نيز اگر اين كلام متعدد باشد، تعزير متعدد می شود و اگر چيزی كه موجب تعزير است متحد باشد ، در اين صورت بايد ميان اينكه با هم پيش حاكم بروند يا به طور جداگانه ،تفاوت قائل شد.

ولا نص فيه علی الخصوص ، ومن ثم أنكره ابن إدريس وأوجب التعزير لكل واحد مطلقاً محتجاً بأنه قياس ؛ البته ما درباره تعزير، نص خاصی نداريم و آنچه داريم پيرامون حد است. به همين دليل ابن ادريس اين نظريه را قبول نكرده است . او معتقد است كه هر كدام از اين افراد قذف شده، می توانند تقاضای تعزير كنند و سرايت حكم حد به تعزير قياس است و ما قياس را قبول نداريم.

ونحن نقول بموجبه ، إلا أنه قياس مقبول ؛ لأن تداخل الأقوی يوجب تداخل الأضعف بطريقٍ أولی؛ شارح می فرمايد: اگر چه اين قياس است، ولی در اينجا اشكال ندارد ؛ زيرا تداخل حد كه قوی تر است به طريق اولی موجب تداخل تعزير كه ضعيف تر از آن است نيز می باشد و آن مثل جايی است كه مثل مفهوم موافقت باشد ؛ برای مثال آيه شريف فرموده است : ﴿ولا تقل لهما أف﴾ و اُف گفتن به پدر و مادر را نهی كرده است . اما ما از اين سخن شتم را قياس می كنيم؛ يعنی شتم پدر و مادر به طريق اولی حرام است. وقتی كه اُف گفتن به پدر و مادر، كه رنجش چندانی در پی ندارد ، جايز نباشد ، به طريق اولی شتم آنها نيز جايز نخواهد بود . اين قياس است ، ولی مقايسه اعلی به ادنی است . بنابراين، اين مسئله نيز همين طور است . شما می خواهيد بگوييد كه اگر تعزير كرد ، همه اينها حق دارند مجازات كنند با اينكه در حد نمی گوييد همه می توانند مجازات كنند. با اين كار مجازات تعزير از مجازات حد شديدتر می شود، در حالی كه وقتی بنا شد در حد كه مجازاتی قوی تر است نتوان در تمام موارد حدهای متعدد اجرا كرد، پس چگونه در تعزير كه ضعيف تر از حد است، نسبت به هر كدام از افراد قذف شده می توان اجازه تعزير داد.

ومع ذلك فقول ابن إدريس لا بأس به ؛ در عين حال فرمايش ابن ادريس خيلی هم نادرست نيست؛ زيرا دليلی نداريم كه خواسته باشيم حكمی را كه برای حد ثابت است ، برای تعزير هم ثابت كنيم. چه عيب دارد كه در تعزير تداخل نشود؟ شما می گوييد چون در حد ، كه قوی تر است ، تداخل می كنند، پس اينجا هم بايد تداخل كنند. در حالی كه اين حرف خيلی قوی نيست. ممكن است شارع، تداخل را در مجازات قوی تر بپذيرد اما در مجازات ضعيف تر نپذيرد؛ زيرا مجازات اين دو با هم تفاوت دارد . اگر بخواهند حد بزنند برای هر قذف هشتاد تازيانه می زنند و چون اين مجازات سنگين است، ممكن است شارع بگويد كه به سبب شكايت همه تنها هشتاد تازيانه بزنند نه برای هر كدام هشتاد تازيانه. ولی تعزير به دست حاكم است و ممكن است كه حاكم برای هر قذف، چهار يا پنج تازيانه مقرر كند و در صورتی كه سه نفر باشند، در مجموع پانزده تازيانه می شود و اين مجازاتی سنگين به شمار نمی رود. بنابراين، می توان گفت كه در تعزير، تداخلی وجود ندارد و همه تعزيرها بايد اجرا شوند.