بيان نظر مدعيان اجماع و تنها نظر مخالف آن

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:بيان نظر مصنف در كتاب شرح ارشاد و تفاوت آن با رأی مطرح شده در لمعه
مقاله قبلی:حكم قتل دو حر يا بيشتر به دست يک حر

بيان نظر مدعيان اجماع و تنها نظر مخالف آن

(وقيل) و القائل جماعات من الأصحاب منهم الشيخان والمرتضي و المحقق و العلامة في أحد قوليه و المصنف في الشرح مدعياً الإجماع فإن المخالف ابن إدريس وقد سبقه الإجماع (انه إن اعتاد قتل أهل الذمة اقتص منه بعد رد فاضل ديته)؛ شيخ طوسی، مفيد، سيد مرتضی، صاحب شرائع، علامه و مصنف در شرح ارشاد گفته اند كه اگر مسلمانی به قتل اهل ذمه عادت بكند، قصاص می شود. اما مابه التفاوت ديه مسلمان نسبت به ديه كافر از كفار يا اهل كتاب دريافت می شود. اينكه عادت با چه چيز تحقق پيدا می كند در ادامه توضيح داده می شود؛ برای مثال ديه كافران هشتصد درهم و ديه مسلمان ده هزار درهم است. مابه التفاوت هشتصد درهم و ده هزار درهم را با يد از مسيحی ها يا يهودی ها كه در ذمه مسلمانان هستند، بگيرند تا بتوانند مسلمانی را كه به كشتن اهل ذمه عادت كرده است، قصاص كنند.

بحث ما در اين است كه مسلمان را نمی توان به جای كافر قصاص كرد. اما يک جا می توان قصاص كرد و آن در جايی است كه مسلمان به كشتن اهل ذمه عادت كرده باشد. چون دارد فساد می كند و « مفسد في الأرض » می شود. در اينجا می توان قصاصش كرد . اما وقتی بخواهند او را قصاص كنند، مابه التفاوت بين ديه ذمی با ديه مسلمان را بايد لحاظ بكنند و بعد تفاوت ديه مسلمان را به مسلمان بدهند تا بتوانند او را قصاص كنند.

تنها كسی كه با اين نظريه مخالفت كرده، ابن ادريس است كه معتقد است نمی توان چنين فردی را هرچند به كشتن اهل ذمه هم عادت كرده باشد، قصاص كرد.

اين [نظر ابن ادريس] بر خلاف اجماع شيعه است. اجماع شيعه می گويد كه مسلمان را در مقابل ذمی، در صورتی كه به كشتن ذمي ها عادت كرده باشد، قصاص می كنند.

مستند هذا القول مع الإجماع المذكور رواية إسماعيل بن الفضل عن الصادق (عليه السلام) قال: « سألته عن دماء اليهود والنصاري و المجوس هل عليهم وعلي من قتلهم شيء إذا غشوا المسلمين و أظهروا لهم العداوة؟ » قال: « لا إلا أن يكون معتاداً لذلك لا يدع قتلهم » قال: « وسألته عن المسلم هل يقتل بأهل الذمه و أهل الكتاب إذا قتلهم » قال: « لا إلا أن يكون معتاداً لذلك لا يدع قتلهم فيقتل و هو صاغر و أنه مفسد في الأرض بارتكاب قتل من حرم الله قتله »؛ دليل اين نظريه علاوه بر اجماعی كه ذكر شد، روايت اسماعيل بن فضل است. وی می گويد: « از امام پرسيدم كه اگر فرد مسلمانی، شخصی مجوسی، يهودی يا نصرانی را بكشد آيا بر آن ها يا كسی كه آن ها را می كشد چيزی هست. اگر آن ها با مسلمانان غش كنند، يا به ايشان خيانت كنند يا اظهار عداوت نمايند. در اين صورت اگر كسي آنها را بكشد، قصاص مي شود؟ امام فرمود: "نه قصاص نمي شود، مگر اينكه مسلمان به كشتن كفار عادت كرده باشد كه در اين صورت او را قصاص می كنند." راوی می پرسد: اگر شخص مسلمانی، يكی از اهل كتاب را بكشد، آيا قصاص می شود؟ امام می فرمايد: "خير، مگر اينكه به اين كار عادت كرده باشد و هر جا آن ها را ببيند، بكشد. در اين صورت مسلمان را می كشند و او را تحقير می كنند. چون « مفسد في الارض » است كه مرتب آدم می كشد. و كسی را كه خدا كشتنش را حرام كرده است، می كشد. » چون اهل كتاب در امان هستند.

والعجب أن ابن إدريس احتج علي مذهبه بالإجماع علي عدم قتل المسلم بالكافر و هو استدلال في مقابلة الإجماع ؛ جالب اينجاست كه ابن ادريس، كه معتقد است مسلمان معتاد به قتل ذمی و كافر قصاص نمی شود، برای حرف خودش ادعای اجماع كرده است. در حالی كه اجماع بر اين است كه می توان چنين فردی را كشت اما ابن ادريس ادعا كرده است كه اجماع اين است كه نمی توان او را كشت. البته عدم قصاص مسلمان به خاطر قتل ذمی اجماعی است اما اين اجماع استثنا دارد.