بیان حکم مرد یا زنی که به هنگام سنگسار، موفق به فرار شوند

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:تعیین افرادی که باید سنگ پرتاب کنند
مقاله قبلی:طریقه دفن مرد و زن به هنگام سنگسار

بیان حکم مرد یا زنی که به هنگام سنگسار موفق به فرار شوند

(فإن فرّا) من الحفیرة بعد وضعهما فیها (اعیدا ان ثبت) الزنی (بالبینة، أو لم تصب الحجارة) بدنهما (علی قول) الشیخ وابن البرّاج؛ اگر مرد یا زن هنگام سنگسار فرار کنند، در صورتی که زنا با بیّنه ثابت شده باشد یا سنگ به آنها اصابت نکرده باشد، آنها را برمی‌گردانند. بنابراین، اگر یک یا دو سنگ خورده باشند و یا زنا با اقرار ثابت شده باشد، در این صورت اگر هنگام سنگسار کردن فرار کنند، دیگر تعقیب آنها لازم نیست.

والخلاف فی الثانی خاصة والمشهور عدم اشتراط الإصابة، للإطلاق ولأن فراره بمنزلة الرجوع عن الإقرار وهو أعلم بنفسه، ولأن الحد مبنی علی التخفیف؛ در صورتی که قبل از اصابت سنگ فرار کند، بازگرداندن او محل اختلاف است؛ مشهور گفته‌اند که اصابت شرط نیست یعنی اگر که زنا با اقرار ثابت شده باشد، چه سنگی اصابت بکند یا نکند، در صورت فرار نمی‌شود او را تعقیب کرد. اما اگر زنا با بیّنه ثابت شده باشد، چه سنگی اصابت بکند یا نکند، باید او را تعقیب کرد و بازگرداند. زیرا اولاً روایت اطلاق دارد، ثانیاً همان‌طور که اگر کسی به زنای موجب رجم اقرار و بعد آن را انکار کند، انکارش پذیرفته است و رجمش نمی‌کنند، این فرار هم در حقیقت مثل انکار است و دیگر نباید تعقیب شود. به عبارت دیگر همین‌طور که اگر انکار کند، او را آزاد می‌کنند، اگر فرار نیز بکند، فرار هم حکم انکار را دارد. ثالثاً بنای حدود بر تخفیف است و چه سنگ به او اصابت کند یا نکند، اگر فرار کرد، نباید متعرضش بشوند.

وفی هذه الوجوه نظر ومستند التفصیل روایة الحسین بن خالد عن الکاظم (علیه السلام) وهو المجهول؛ می‌فرماید: این وجوهی که ذکر شده است، خالی از اشکال نیست؛ زیرا مستند کسانی که بین فرار کردن بعد از سنگ یا فرار کردن قبل از سنگ فرق گذاشته‌اند، روایت حسین بن خالد از امام کاظم (علیه السلام) است که فردی مجهول و ناشناخته است.

(وإلا) یکن ثبوته بالبینة، بل بإقرارهما وإصابتهما الحجارة علی ذلک القول (لم یعادا) اتفاقاً؛ پس بنا بر قولی که پیش‌تر گفتیم، در صورتی که ثبوت زنا با بیّنه نباشد، بلکه به اقرار باشد یا سنگ اصابت کرده باشد، زانی یا زانیه را تعقیب نمی‌کنند. این چیزی است که اکثریت بر آن اتفاق نظر دارند.

وفی روایة ماعز، أنه لما أمر رسول الله (صلی الله علیه وآله) برجمه فقتلوه هرب من الحفیرة، فرماه الزبیر بساق بعیر فلحقه القوم فقتلوه، ثم أخبروا رسول الله (صلی الله علیه وآله) فقال: «هلا ترکتموه إذ هرب یذهب؟ فإنما هو الذی أقر علی نفسه» وقال (صلی الله علیه وآله): «اما لو کان علی حاضراً لما ظللتم» ووداه رسول الله (صلی الله علیه وآله) من بیت المال؛ ماعز خدمت پیغمبر رفته و با اصرار به زنا اقرار کرده بود. پیغمبر هم دستور داد که رجمش کنند. اما هنگام رجم او از گودال فرار کرد. شخصی به نام زبیر او را تعقیب کرد و ساق شتر کشته‌ای را بلند کرد و او را زد. دیگران هم رسیدند و او را کشتند. سپس خدمت پیغمبر آمدند و جریان را عرض کردند که ما این کار را کردیم. ایشان فرمودند: چرا وقتی فرار کرد، او را رها نکردید؟ او خودش آمد و با اقرار، خودش را گرفتار کرد و اگر اقرار نکرده بود، ما کاری به کار او نداشتیم. سپس فرمود: اگر علی(علیه السلام) آنجا بود، جلوی شما را می‌گرفت و نمی‌گذاشت که او را بکشید و گمراه شوید. سپس پیغمبر دیه ی او را از بیت‌المال پرداخت کرد.

وظاهر الحکم بعدم إعادته سقوط الحد عنه، فلا یجوز قتله حینئذ بذلک الذنب، فإن قتل عمداً، اقتص من القاتل، وخطأً الدیة؛ در این روایت ظاهر اینکه فرمود او را به گودال برنگردانید، به این معنا است که حد از او ساقط شده است در حالی که اگر حد از او ساقط نشده بود، می‌بایست برمی‌گرداندند. بنابراین، به خاطر گناهِ زنا نمی‌شد او را بکشند. یعنی، اگر بعد از فرار کردنْ کسی که با او دشمنی داشته است، او را بکشد، مرتکب قتل عمد شده است و قاتل قصاص می‌شود. اما اگر از روی خطا او را بکشد، باید دیه ی او را بدهد.

وفی الروایة إرشاد إلیه. ولعل ایداءه من بیت المال لوقوعه منهم خطا مع کونه (صلی الله علیه وآله) قد حکّمهم فیه فیکون کخطا الحاکم؛ در این روایت، ارشاد به این مسئله است؛ برای اینکه پیغمبر وقتی که دید اصحاب اشتباه کرده و او را کشته‌اند، این قتل را قتل خطایی درنظر گرفت و دیه ی مقتول را از بیت‌المال پرداخت کرد. شاید علت اینکه پیغمبر دیه ی او را از بیت‌المال پرداخت کرد، این بوده است که پیغمبر دستور داد تا مجرم را ببرند و حدّ بر او جاری کنند و ایشان نیز حدّ را بر او جاری کردند، اما در اجرای حد اشتباه کردند و به خاطر همین اشتباه بود که پیغمبر دیه را از بیت‌المال پرداخت کرد. مثل خطای حاکم که دیه ی آن از بیت‌المال پرداخت می‌شود.

ولو فرّه غیره من المحدودین اعید مطلقاً؛ کسی که اقرار نکرده و زنای او از طریق دیگری ثابت شده است در صورتی که فرار کند، چه سنگ خورده باشد و چه نخورده باشد، باید او را برگردانند.