تئوری یا نظریه ی ظاهر

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
حقوق تجارت
مقاله بعدی:نظریه ی تعهد یک‌ طرفه
مقاله قبلی:نظریه ی نمایندگی ناقص


از آنجا که تئوری های کلاسیک مشکل توجیه و تبیین ماهیت حقوقی سند تجاری را حل نمی‌کردند حقوق‌دانان نظریات جدیدی ارائه کردند. از جمله ی این نظریات تئوری ظاهر است.

شرح نظریه

مطابق این نظریه مبنای تعهد و مسئولیت امضاکنندگان سند تجاری، اعتماد دارندگان به ظاهر سند تجاری است. در برات ـ به عنوان یک سند تجاری ـ از یک طرف هدف از صدور و تسلیم آن به دارنده، ایفای تعهد از پیش موجود است. بنابراین تعهد براتی ریشه در تعهد اصلی دارد و به اصطلاحْ تعهد قبلی منشأ و علت تعهد براتی است. اما از طرف دیگر اشخاص ثالث باید بتوانند به صرف صدور و گردش برات، یعنی وجود ظاهری ورقه ی برات، اعتماد کنند. اگر قرار است برات و سند تجاری وسیلۀ پرداخت باشد و در معاملات تجاری جایگزینی برای اسکناس شمرده شود، افراد باید بتوانند به ظاهر برات (سند تجاری) اعتماد نمایند. لذا برای جلوگیری از مشکلات ناشی از جستجوی علت ایجاد برات و برای جلوگیری از طرح ایرادات مربوط به روابط پیشین، وجود ظاهری برات از منشأ و علّت آن جدا شده است و هر کسی که برات را امضا کرده است مسئول پرداخت وجه آن به دارنده ی ورقه است. به عبارت دیگر همین‌که دارندگان به ظاهر برات و امضای امضاکنندگان اعتماد کردند برای مسئول دانستن صادرکننده و مسئولین دیگر و منع امضاکنندگان از طرح ایرادات مربوط به روابط پیشین، در مقابل دارندۀ با حسن نیت، کافی است.

خلاصه اینکه تعهد ناشی از سند تجاری از ظاهر سند و اعتمادی که اشخاص به ظاهر سند پیدا می‌کنند ناشی می‌شود.

در حقوق یک بحث ریشه‌ای وجود دارد که مبنای تعهد و التزام متعهد چیست؟ در بسیاری از موارد منبع تعهد اراده ی متعهد است. در تعهدات قراردادی تعهدات طرفین اصولاً ناشی از توافق و ارادۀ‌ آنها است؛ لذا می‌گوییم تعهدِ متعهد ریشه در اراده ی وی دارد.

البته در تعهدات قراردادی اراده ایجادکنندۀ تعهد است و قانون نیز ضامن اجرای آن می‌باشد و در واقع چنین تعهدی بدون ضمانت اجرایی قانون یک تعهد اخلاقی بیش نیست.

امروزه حقوق‌دانان تئوری جدیدی به نام Re Liance Theory، یعنی تئوری اعتماد، مطرح کرده‌اند. این نظریه می‌گوید مبنای تعهد در بسیاری موارد نه اراده ی متعهد، بلکه اعتماد و اعتقاد مشروعی است که در طرف مقابل ایجاد شده است. اگر من با عمل خود اعتقادی مشروع و معقول در طرف مقابل ایجاد کنم و طرف مقابل بر مبنای آن عمل کند، یک حق برای اعتمادکننده و یک تکلیف برای ایجادکننده ی اعتماد به وجود می‌آید. مبنای این تکلیف و تعهد اراده ی آن شخص نیست که به دنبال منشأ و علت تعهد باشیم، بلکه مبنای آن همان اعتمادی است که در فرد ایجاد شده است. در بحث اسناد تجاری همان ظاهر سند که اعتماد ساز است مبنای ایجاد تعهد مسئولین سند تجاری است.

ارکان این نظریه فعل ایجادکننده ی اعتماد ، تحقّق اعتماد معقول در اعتمادکننده و انجام عمل توسط اعتمادکننده بر مبنای اعتماد معقولی است که در او ایجاد شده است.


نقد نظریه

این نظریه برای اعتبار بخشیدن به اسناد تجاری نظریه ی خوبی است و تنها ایرادش این است که نقش اراده ی امضاکنندگان و متعهدین سند تجاری را نادیده می‌گیرد. در حالی که ما به دنبال این هستیم که تعهد امضاکنندگان را در یک قالب حقوقی و به صورت یک تعهد ارادی توجیه کنیم و این نظریه در واقع صورت مسئله را پاک می‌‌کند.