تحلیل شی گرا و حوزه

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
مهندسی نرم افزار2
مقاله بعدی:اجزای عمومی مدل تحلیل شی گرا
مقاله قبلی:مدیریت پروژه های نرم افزاری شی گرا

تحلیل شی گرا

هدف از تحليل شی گرا ارائه مدلی است كه نرم افزاری را توصيف می كند كه اجزای آن نيازمندی های معين شده از جانب مشتری را مرتفع می سازد.

چشم انداز تحلیل شی گرا

محبوبيت فناوری شی گرا باعث توليد انواع شيوه های تحليل شی گرا گرديد كه مهم ترين آنها عبارتند از:

  • شيوه بوچ :

مشتمل بر یک "ریزفرآیند توسعه" و یک "درشت فرآیند توسعه" می باشد.سطح میکرو مجموعه ای از وظایف تحلیلی را تعریف می کند که در هرگام درشت فرآیند باید تکرار شوند بنابراین یک رهیافت تکاملی وجود خواهد داشت. فرآیند توسعه تحلیل شی گرای بوچ، کلاس ها و اشیا و معانی کلاس و شی را تعریف می کند که به همراه رابطه میان کلاس ها و اشیا ارائه می شود و یکسری پالایش برای قسمت بندی مدل تحلیل، تعریف می نماید.

  • شيوه رامباف :

رامباف و کالج او برای تحلیل و طراحی سیستم ها و طراحی سطح شی یک فن مدل سازی شی(OMT) را توسعه دادند. فعالیت تحلیل سه مدل را ایجاد می نماید : مدل شی ( یک بازنمایی از اشیا کلاس ها، سلسله مراتب و رابطه ها) ، مدل پویا ( یک بازنمایی از شی و رفتار سیستم) و مدل کارکردی ( یک بازنمایی از جریان اطلاعات درون سیستم شبیه به یک DFD سطح بالا).

  • شيوه ياكوبسن(جاکوبسن) :

که همچنین مهندسی نرم افزار شی گرا نیز نامیده می شود(OOSE). شیوه یاکوبسن نسخه ساده ای از شیوه شی اختصاصی است که البته توسط یاکوبسن توسعه یافته است. این شیوه با توجه به تاکید قوی که بر Use Case یک تعریف یا سناریو که محاوره کاربر رابا محصول یا سیستم مجسم می کند با دیگر شیوه ها متفاوت است.

  • شيوه كاد و يوردان :

این روش اغلب به عنوان ساده ترین روش تحلیل شی گرایی از نظر یادگیری، بررسی می شود. یادداشت برداری از مدل سازی نسبتا ساده بوده و رهنمودهای تولید مدل تحلیل صریح و ساده می باشند.

شرح خلاصه ای از فرآیند تحلیل شی گرای کاد و یوردان در زیر آمده است:

  1. شناسایی اشیا با استفاده از معیار"درجستجوی چه چیزی باشیم"
  2. تعریف ساختار تعمیم و تخصیص
  3. تعریف ساختار کل و جزء
  4. شناسایی موضوعات(نمایان گر اجزای سیستم فرعی)
  5. تعریف صفات خاصه
  6. تعریف خدمات
  • روش ورفز-براک :

این روش تمایز مشخصی بین کار طراحی و تحلیل ایجاد نمی کند بلکه فرآیند مستمری است که با ارزیابی مشخصات مشتری آغاز شده و با طراحی خاتمه می یابد.

رهيافتی يكنواخت برای تحليل شی گرا

در طول دهه گذشته بوچ ، رامباف و ياكوبسن با همكاری يكديگر بهترين مشخصه های روش های طراحی و تحليل شی گرا را در يك روش متحدالشكل تركیب كرده اند كه زبان مدل سازی متحد يا UML ناميده می شود.

در UML سيستمی كه ارائه می شود از پنج ديدگاه مختلف استفاده می كند ، هر ديدگاه توسط مجموعه ای از نمودارها ارائه و تعريف می شود.

ديدگاه های زير در UML ارائه شده اند :

  • ديدگاه مدل كاربر
  • ديدگاه مدل ساختاری
  • ديدگاه مدل رفتاری
  • ديدگاه مدل پياده سازی
  • ديدگاه مدل محيطی

به طور كلی ، مدل سازی تحليل UML بر ديدگاه های مدل ساختاری و كاربر در سيستم متمركز می شود.

تحلیل حوزه

تحليل سيستم های شی گرا می تواند در سطوح مختلف انتزاعی رخ دهد. هدف اصلی تحليل حوزه ای تعريف مجموعه ای از رده ها و اشيايی است كه در حوزه كاربردی وجود دارند .

استفاده مجدد و تحليل حوزه:

فناوری های مربوط به شی از طريق استفاده مجدد دارای تاثير و قدرت می شوند.

فرآيند تحليل حوزه

تحليل دامنه يك كار مهندسی نرم افزاری مستمر است كه به هيچ پروژه نرم افزاری متصل و مرتبط نيست .

نقش تحليل گر دامنه عبارتست از طراحی و ساخت اجزای قابل استفاده مجدد كه ممكن است توسط خيلی از افرادی كه روی موضوعات مشابه اما نه الزاما يكسان كار می كنند ، به كار گرفته شود.