تعاریف سر قفلی

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
حقوق تجارت
مقاله بعدی:تطور عرفی و قانونی سرقفلی در ایران
مقاله قبلی:درس:حقوق تجارت

تعریف سرقفلی در منابع لغت

1ـ چیزی‌ که از کرایه‌‌دار سرای حُوَیلی یا دکّان بگیرند و آن مزد گشودن قفل است که داخل کرایه نیست.
2ـ وجهی که از کرایه‌دار خانه و دکان علاوه بر کرایه دریافت کنند و آن مزد کشیدن قفل است و داخل کرایه نیست.
3ـ حقّ آب و گل؛ حقّی که مستأجر را پیدا آید در دکان و یا حمام و یا کاروان‌سرایی و امثال آن و او آن حق را به مستأجر بعد خود تواند فروخت.
4ـ حقّی که بازرگان و کاسب نسبت به محلی پیدا می‌کند به جهت تقدم در اجاره، شهرت جمع‌آوری شده و غیره.
ملاحظه می‌شود که در فرهنگهای آنندراج و نفیسی, که از منابع دیگر فوق ‌الذکر قدیمی‌ترند، به معنای رایج سرقفلی در عرف جامعۀ سابق ایران توجه شده و سرقفلی را به وجهی که از مستأجر (کرایه‌دار) اخذ می‌شده است معنا کرده‌اند. اما در فرهنگ دهخدا و فرهنگ فارسی معین تحولات حقوقی این اصطلاح مدّ نظر قرار گرفته و از سرقفلی به معنای حقّی برای مستأجر و مترادف با حقّ کسب و پیشه یاد شده است. این در حالی است که مؤلّف ترمینولوژی حقوق، سرقفلی را متمایز از حقّ کسب و پیشه تعریف نموده است.

تعریف سرقفلی یا نهادهای مشابه در حقوق خارجی

حقوق فرانسه

در حقوق فرانسه اصطلاحاتی که می‌تواند مفهوماً یا از لحاظ حکمی مشابه سرقفلی یا حقّ کسب و پیشه در حقوق ایران تلقی شود عبارت است از:

الف)Fonds de commerce: مایۀ تجارتی که در بر دارندۀ مجموع عناصر مادی و غیر مادی سرمایۀ بازرگان است و شامل موقعیت محل تجارت، مشتریان دائم، اسم تجاری، علامت تجاری، نقوش و ترسیمات تجاری، حقّ اختراع، حقّ تقدم و تمدید اجارۀ محل تجارت، مواد اولیۀ صنعتی و اثاثیۀ تجاری و کالاهای تجاری است. بدین ترتیب حقّ تقدم در اجاره و سرقفلی یکی از اجزاء مایۀ تجارتی است.

ب)Droit au bail که به حقّ السکنی و حقّ امتیاز در اجارۀ محل تجارت و خرید و فروش, که جزئی از مایۀ تجارتی (Fonds de commerce) است, گفته می‌شود و به موجب این حق موجر نمی‌تواند اجارۀ محل یک تجارتخانه یا مغازه را به دیگری واگذار کند و امتیاز سکونت با صاحب مغازه یا تجارتخانه است.

ج) Proprie'te' commerciale که بعضاً Pas de porte هم گفته می‌شود و حقّی است که به موجب مقررات موضوعه برای تاجر نسبت به محل تجارت به وجود می‌آید و به موجب آن حقّ تقدم در اجاره و ادامۀ تجارت در محل کار خود را دارد.

کامن‌لا

در نظام کامن‌لا شاید بتوان تأسیس اقتصادی ـ حقوقی Good will را با سرقفلی مقایسه کرد. الف) در تعریف Good will گفته شده است که مال و دارایی غیر مادی (Intangible asset) و به معنای هر امتیاز یا امتیاز ثبتی است که به وسیلۀ مالک یک فعالیت تجاری در تداوم تجارتش به دست می‌آید؛ خواه با ساختمان و محلی که در آن تجارت خود را انجام می‌دهد مرتبط باشد یا با نام و اسمی که آن تجارت را مدیریت می‌کند یا با هر موضوع دیگری که سود و منفعتی از تجارت را به دنبال دارد. ب) عوض معین و قابل حمایت که بابت داشتن مشتریانی که از یک تجارت پابرجا و با عملکرد مطلوب حاصل شده‌اند داده می‌شود.

ج) اضافۀ ارزش یک مؤسسۀ تملک‌شده یا واحد در حال فعالیت که مازاد بر ارزش رایج بازاری دارایی خالص آن واحد است. به طور غیر رسمی برای نشان دادن ارزش روابط خوب با مشتریان، اخلاق بالای کارکنان، نام تجاری خوش‌آوازه و غیر آن به کار می‌رود و انتظار می‌رود به قدرت تحصیل درآمدی بالاتر از درآمد معمول منتج گردد.

د) توانایی یک تجارت برای تولید درآمدی بیش از نرخ طبیعی دارایی و سرمایه که ناشی از مهارت مدیریتی فوق العاده، موقعیت در بازار، تکنولوژی محصول جدید و ... است. در خرید یک فعالیت تجاری، Good will بیانگر تفاوت بین ثمن معامله و ارزش دارایی خالص است. به هر حال در این نظام, Good will با حقّ کسب یا پیشه یا تجارت قرابت بیشتری دارد تا سرقفلی در مفهوم عرفی جامعه، و ضرورتاً به محل کسب و تجارت متکی نیست.

تعریف سرقفلی و حقّ کسب یا پیشه یا تجارت در اصطلاح حقوق‌دانان و فقها

1ـ «وجهی که مالک در ابتدای اجاره و جدا از مال الاجاره از مستأجر می‌گیرد تا محل خالی را به او اجاره دهد.» دکترلنگرودی نیز پولی را که مستأجرِ اوّل به مالک می‌دهد و یا مستأجر ثانی در موقع انتقال اجاره به مستأجر سابق می‌دهد سرقفلی نامیده است.»

2ـ«امتیازی است که به موجب آن مستأجر متصرف به دلیل حقّی که در نتیجۀ فعالیت خود در جلب مشتری پیدا کرده است در اجاره کردن محل کسب خویش بر دیگران مقدم شناخته می‌شود.»

3ـ«سرقفلی عبارت است از حقّ اولویتی که مستأجر بر ملک پیدا می‌کند، در مقابل پولی که به مالک در اول کار می‌پردازد و مطابق آن شخص مستأجر که سرقفلی پرداخته، در اجاره کردن آن ملک اولی از دیگران است.»

4ـ«سرقفلی حقّی است متعلق به ملک ـ مثل حقّ ریشه ـ که مالک می‌تواند در عوض مالی آن را به دیگری واگذار کند, به طوری که آن شخص دیگر بتواند ملک را برای خود اجاره کند یا حقّ مزبور را در قبال گرفتن مالی به دیگری واگذار کند که دیگری اجاره نماید.»

5ـ«اگر محلی اجاره داده شود و در اثر فعالیت مستأجر و حسن مدیریت او آن محل مورد توجه و مراجعۀ مردم قرار گیرد برای مستأجر حقّی به وجود می‌آید که آن را سرقفلی می‌نامند.»

6ـ«سرقفلی تعریف فقهی ندارد، ولی در عرف فعلی بازار مفهوم گرفتن سرقفلی این است که مستأجر حق داشته باشد هر قدر خواست محل اجاره را در اختیار داشته باشد و از هر کس خواست پول بگیرد و محل را به او واگذار کند و صاحب محل نه حقّ اخراج او را داشته باشد و نه مانع واگذاری او شود. فقط گاهی صاحب ملک شرط می‌کند که در مقابل موافقت واگذاری از طرف دوم یا سوم مبلغی پول بگیرد.»

7ـ«حقّی است برای مستأجر بازرگان و پیشه‌ور و مطلق کسانی که از طریق اجارۀ مکانی کسب معاش کنند, ولو آنکه تاجر نباشند, و با سرقفلی مفهوماً فرق دارد, زیرا شهرت تجاری و وجود مشتریان از عناصر سازندۀ آن نیست.»