تكرار تفخيذ

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:تأثير توبه بر اجرای حد لواط
مقاله قبلی:بيان نظر قائلان به رجم لواط كننده محصن

تكرار تفخيذ

(ولو تكرر منه الفعل) الذي لا يوجب القتل ابتداء (مرتين مع تكرار الحد) عليه بأن حد لكل مرّة (قتل في الثالثة)، لأنه كبيرة وأصحاب الكبائر مطلقا إذا أقيم عليهم الحد مرّتين قتلوا في الثالثة؛ اگر كسی تفخيذ كند؛ يعنی كاری انجام دهد در ابتدا موجب قتل نيست، آن گاه آن عمل را دوباره انجام دهد و پس از هر بار ، او را صد تازيانه بزنند، اگر برای بار سوم عمل تفخيذ را انجام دهد، كشته می شود ؛ برای اينكه تفخيذ از گناهان كبيره است و كسانی كه گناهان كبيره انجام می دهند، اگر دو بار بر آنها حد جاری شود، دفعه سوم كشته می شوند.

لرواية يونس عن أبي الحسن الماضي (عليه السلام) قال: "أصحاب الكبائر كلها إذا أقيم عليهم الحد مرّتين قتلوا في الثالثة؛ زيرا در روايت يونس از امام كاظم (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود: « كسانی كه گناهان كبيره مرتكب می شوند اگر دو بار بر آنها حد جاری شود، در مرتبه سوم كشته می شوند. »

(والأحوط) وهو الذي اختاره المصنف في الشرح قتله (في الرابعة) لرواية أبي بصير قال: قال أبو عبدالله (عليه السلام): "الزاني إذا جلد ثلاثاً يقتل في الرابعة " ولأن الحد مبني علي التخفيف وللاحتياط في الدماء وترجح هذه الرواية بذلك، وبأنّها خاصة وتلك عامة، فيجمع بينهما بتخصيص العام بما عدا الخاص وهو الأجود؛ آن چيزی كه مصنف در شرح ارشاد آن را پذيرفته و به احتياط نزديك تر است ؛ اين است كه در مرتبه سوم كشته نمی شود، بلكه اگر در مرتبه چهارم عمل تفخيذ را انجام دهد، كشته می شود . اين هم به علت روايت ابي بصير از امام صادق (عليه السلام ) است كه فرمود: « اگر زانی سه بار زنا كند و بعد از هر مرتبه، حد بر او جاری شود ، در مرتبه چهارم كشته می شود. »

علت ديگر نيز اين است كه در حدود الهی بنا بر تخفيف است و مقتضای تخفيف اين است كه در مرتبه سوم او را نكشند. از طرف ديگر در خون مردم هم بايد احتياط كرد و كشتن چنين فردی در مرتبه سوم بی احتياطی است . پس بايد كشتن او در مرتبه چهارم انجام شود تا هم تخفيف حد تحقق پيدا كند و هم مطابق احتياط عمل شود . بنابراين، روايت ابو بصير بر روايتی كه قتل را مربوط به مرتبه سوم می داند، ترجيح دارد. همچنين اين روايت، روايتی خاص است و روايت ديگر كه درباره اصحاب كبائر است، عام است . بنابراين، بايد روايت عام را به واسطه روايت خاص، كه درباره زنا آمده است و قتل را به مرتبه چهارم مربوط می داند، تخصيص زد. اين نظر دقيق تر است.

ولو لم يسبق حده مرتين لم يجب سوي الجلد مائة؛ اگر دو بار يا سه بار آن عمل را تكرار كند و در بين اين تكرارها حدی بر او جاری نشود، نمی توان او را كشت، بلكه فقط می توان او را صد تازيانه زد.