حكم ديوانه ای كه زنا كرده يا زنا داده است

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:كيفيت تازيانه زدن
مقاله قبلی:وظیفه مسلمانان بعد از فوت زانی در اثر سنگسار

حكم ديوانه ای كه زنا كرده يا زنا داده است

والأقرب عدم ثبوته علي المجنون لانتفاء التكليف الذي هو مناط العقوبة الشديدة علي المحرم؛ اقرب اين است كه ديوانه را حد نمی زنند؛ چون او تكليفی ندارد تا عقوبت شود . زيرا ملاك عقوبت شديد ، انجام فعل حرام است و اين فعل نسبت به ديوانه حرام نيست . دليل ديگر وجود اصل است.

للأصل؛ اصل، عدم ثبوت حد بر ديوانه است.

ولا فرق فيه بين المطبق وغيره، إذا وقع الفعل منه حالته وهذا هو الأشهر؛ بنابراين، در صورتی كه زنا را در حال جنون انجام داده باشد، حد از او برداشته می شود. در اين صورت بين جنون دائمی و ادواری تفاوتی وجود ندارد.

وذهب الشيخان وتبعهما ابن البرّاج إلي ثبوت الحد عليه كالعاقل من رجم وجلد؛ شيخ مفيد، شيخ طوسی و ابن براج فرموده اند كه ديوانه را هم حد می زنند، خواه آن حد، رجم يا تازيانه باشد.

لرواية أبان بن تغلب عن الصادق (عليه السلام) قال: إذا زني المجنون أو المعتوه جلد الحدف إن كان محصناً رجم؛ دليل ايشان روايتی است كه ابان بن تغلب از امام صادق (عليه السلام) روايت می كند كه حضرت فرمودند: اگر مرد ديوانه يا معتوه ای، يعني كسی كه از نظر عقلانی ضعيف است، مسائل را خوب تشخيص نمی دهد و غيررشيد است، زنا كند، تازيانه می خورد و اگر شرايط احصان داشت، رجم می شود.

قلت: وما الفرق بين المجنون والمجنونة والمعتوه و المعتوهة؛ ابان می گويد كه از امام پرسيدم: شما می فرماييد مرد ديوانه را حد می زنند اما زن ديوانه را حد نمی زنند. مرد معتوه را حد می زنند ولی زن معتوهه را حد نمی زنند. تفاوت اين دو در چيست؟

فقال: المرأة إنما تؤتي والرجل يأتي وإنما يأتي إذا عقل كيف يأتي اللذة و إن المرأة إنما تُستكره ويفعل وهي لا تعقل ما يفعل بها؛ امام فرمود: به سراغ زن می روند و ممكن است در اين حالت ، زن توجه نداشته باشد كه با او چه عملی انجام می شود. ولی مرد خودش می رود، پس می فهمد كه می خواهد چه كار كند، هرچند كه ديوانه باشد. چون ديوانه هنگام عمل جنسی، تشخيص می دهد كه می خواهد چه كار كند؛ بنابراين، مثل شخص عاقل عمل می كند. زيرا وقتی كه می خواهد اين عمل را انجام دهد، احساس می كند كه در اين عمل لذت است ، اما زن اختياری از خودش ندارد و مورد اكراه واقع می شود و درباره كاری كه با او می كنند، تعقل نمی كند.

اما شارح محترم، استناد به اين روايت را مورد مناقشه قرار داده است و می گويد:

وهذه الرواية مع عدم سلامة سندها مشعرة بكون المجنون حالة الفعل عاقلاً اما لكون الجنون يعتريه أدواراً أو لغيره كما يدل عليه التعليل فلا يدل علي مطلوبهم؛ اين روايت از نظر سند سالم نيست و علاوه بر آن بر حد زدن ديوانه دلالت نمی كند، بلكه دلالت بر عقل و شعور ديوانه هنگام اقدام به زنا دارد. حال ممكن است جنون ديوانه، ادواری باشد و در حال زنا حالش خوب باشد. از اين رو، روايت می گويد كه او تعقل و درک می كند كه « كيف يأتي اللذة ». يا اينكه جنونش ادواری نيست، ولی درک می كند. چون از اين تعليل كه بين زن و مرد فرق می گذارد، اين گونه استفاده می شود كه زن درک ندارد، ولی مرد درک دارد. حال كه بنا شد درک داشته باشد، پس معلوم می شود كه در حين عمل، ديوانه نيست.

بنابراين، اين روايت بر اين نظريه كه ديوانه را می توان حد زد، دلالت ندارد . پس نمی توان ديوانه را حد زد . ديوانه تا زمانی كه ديوانه است ، حد نمی خورد. افزون بر اين ، عقل با تشخيص لذت ارتباطی ندارد؛ برای اينكه حيوانات هم كه عقل ندارند ، لذت عمل جنسی را درک و تعقيب می كنند . عمل جنسی، عملی غريزی است ، مثل احساس گرسنگی . حال سؤال اين است كه آيا ديوانه، احساس گرسنگی نمی كند؟ بنابراين، نبايد مسائل جنسی و غريزی را به عقل ارتباط داد. در هر صورت چه عقل باشد، چه نباشد، احساسات جنسی وجود دارد. بنابراين، معلوم نيست كه چرا اين روايت ميان زن و مرد فرق گذاشته است، در حالی كه هم مرد و هم زن، هر دو درک می كنند. به ويژه درباره معتوه و معتوهه، در حالی كه اين دو درک می كنند اما مقداری عقب ماندگی ذهنی در آنها وجود دارد. بدين ترتيب، روايت از نظر متن مخدوش و سند آن هم ضعيف است و نمی شود به آن عمل كرد بلكه بايد مطابق اصل عمل كنيم و اصل بر اين است كه ديوانه، چه مرد باشد چه زن، حدی ندارد، حال اين حد چه تازيانه باشد و چه رجم، فرقی نمی كند.