درس:متون فقه جزایی/فصل بيست و يكم/بخش سوم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

جواز دفاع در برابر نگاه نامشروع به محارم زنان

(ولو اطّلع علی عورة قوم ) ولو إلی وجه امرأة ليست بمحرم للمطلع (فلهم زجره، فإن امتنع) وأصر علی النظر جاز لهم رميه بما يندفع به، فإن فعلوا (فرموه بحصاة ونحوها فجنی عليه كان هدرا) ولو بدروه من غير زجر ضمنوه؛ اگر فرد نامحرمی كه نگاه كردن برای او جايز نيست به زن فردی، حتی اگر به صورت او، نگاه كند، جايز است كه او را منع كند و اگر خودداری نكند و بر نگاه كردن به آن اصرار ورزد، جايز است كه او را با سنگ بزند به گونه ای كه فرار كند. اگر با اين كار جنايتی بر او وارد شود، مثلاً با سنگ آسيبی به وی برسد، خونش هدر است. اما اگر بدون اينكه او را منع كند، او را بزند و جنايتی بر او وارد شود، ضامن جنايت است.

(والرحم) الذی يجوز نظره للمطلع عليهم (يزجر لا غير إلا أن يكون) المنظور امرأةً (مجردة فيجوز رميه بعد زجره) كالأجنبی؛ اگر كسی كه نگاه می كند، رحمی باشد كه نظر كردن برای او جايز است، فقط می توان او را از اين كار نهی كرد، اما نمی توان او را زد؛ برای اينكه نگاه كردن برای او جايز است، مگر اينكه زنی كه به او نگاه می شود، محرمی باشد كه برهنه است، كه در اين صورت اول او ر ا منع می كنند و بعد از منع اگر باز هم نگاه كند، او را رمی می كنند و در اين صورت حكم بيگانه را پيدا می كند.

لمساواته له فی تحريم نظر العورة. ويجب التدرج فی المرمی به من الأسهل إلی الأقوی علی وجه ينزجرُ به، فإن لم يندفع إلا برميه بما يقتله فهدر. و لا فرق بين المطلع من ملك المنظور وغيره حتی الطريق وملك الناظر ولو كان المنظور فی الطريق لم يكن له رمی من ينظر إليه لتفريطه، نعم له زجره لتحريم نظره مطلقا؛ چون در تحريم نظر به عورت، محرم با اجنبی تفاوتی ندارد و با آنها مساوی است. البته در اين صورت نيز در رمی بايد تدريج و تدرج رعايت شود؛ يعنی، اول سنگريزه، بعد سنگ های درشت تر و به همين ترتيب، بر وجهی كه منزجر شود. پس اگر جز با انداختن چيزی كه موجب كشتن او می شود دست برندارد، خونش هدر است.

همچنين در حكم يادشده فرقی نيست كه شخص مطلع، كسی را كه در ملك خودش هست نگاه كند يا كسی را كه در ملك او نيست. حتی اگر در خيابان است. يا ملك خود ناظر باشد. اگر كسی كه به او نگاه می شود. سر راه يا در خيابان باشد، رمی كسی كه به او نگاه می كند، جايز نيست و تنها زجر او جايز است؛ يعنی، تنها می توان به او گفت كه نگاه نكن؛ چون خود كسی كه به او نگاه می شود، كوتاهی كرده است. اما دليل اينكه می توان او را زجر كرد اين است كه مطلقاً حق نظر كردن ندارد، حتی در خيابان. در اين عبارت، ضمير « لتفريطه » به كسی كه به او نگاه می شود، برمی گردد؛ چون خودش به خيابان آمده و تفريط كرده است.