درس:متون فقه جزایی/فصل بیستم/بخش پنجم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

چگونگی تحقق توبه

(وتوبته الإقرار بما أنكره) فإن كان الإنكار لله و للرسول، فإسلامه بالشهادتين، ولا يشترط التبري من غير الإسلام و إن كان أكد، وإن كان مقراً بهما منكراً عموم نبوته (صلي الله عليه وآله)، لم تكف الشهادتان، بل لابد من الإقرار بعمومها، وإن كان بجهد فريضةٍ علم ثبوتها من الدين ضرورة، فتوبته الإقرار بثبوتها علي وجهها، ولو كان باستحلال محرم، فاعتقاد تحريمه مع إظهاره إن كان أظهر الاستحلال، و هكذا؛ توبه مرتد ملی اين است كه هرچه را انكار كرده است، به آن اقرار كند. پس اگر خدا و پيغمبر را انكار كرده باشد، بايد به هر دو شهادت بدهد و لازم نيست كه بگويد اسلام را پذيرفتم و به اسلام شهادت می دهم و از غير آن دوری می جويم، هرچند گفتنش بهتر است. اگر خدا را و پيغمبر را قبول داشته باشد، ولی عموم نبوت پيغمبر را انكار كرده باشد، مرتد می شود و بايد به عموم نبوت پيغمبر اقرار كند و گفتن شهادتين كافی نيست. اگر واجبی از واجبات ضروری دين، مثل نماز را انكار كرده باشد، توبه اش آن است كه به آن فريضه اقرار كند، همان گونه كه در شرع محقق شده است. اگر ارتداد او به سبب حلال شمردن فعل حرامی باشد، توبه اش آن است كه از اعتقاد به تحريم آن بازگردد و به تحريم آن اقرار كند. همچنين هرچه را كه انكار كرده باشد، بايد از همان توبه كند.

(ولا تكفي الصلاة) في إسلام الكافر مطلقا و إن كان يجحدها، لأن فعلها أعم من اعتقاد وجوبها، فلا يدل عليه، وإن كان كفره يجحد الإلهية، أو الرسالة و سمع تشهده فيها، لأنه لم يوضع شرعاً ثم للإسلام، بل ليكون جزءاً من الصلاة و هي لا توجبه، فكذا جزؤها، بخلاف قولها منفردة، لأنها موضوعة شرعاً له؛ خواندن نماز دليل بر اسلام مرتد نيست، هرچند منشأ كفر او انكار نماز باشد؛ چون خواندن نماز دليل بر اعتقاد به وجوب نماز نيست. اگر منشأ كفرش انكار خدا و رسالت باشد و نماز بخواند و شهادتين را در حال تشهد بگويد، آن هم كافی نيست؛ چون اين تشهد شرعاً در آنجا دليل اسلام نيست، بلكه تشهد جزئی از نماز است. وقتی بنا باشد كه كل نماز دليل بر اسلام نباشد، جزء نماز هم، كه تشهد باشد، دليل بر اعتقاد نيست. بر خلاف اينكه شهادتين را جداگانه و به قصد ورود و تشرف به اسلام بگويد؛ برای اينكه گفتن شهادتين به صورت جداگانه شرعاً برای اسلام وضع شده است.