درس:متون فقه جزایی/فصل دوم/بخش دوم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

اکراه به زنا

(ويتحقق الإکراه) علی الزنی (في الرجل) علی أصح القولین (فَیُدْرء الحد عنه به)؛ از ميان دو قول، مطابق صحیح‌ترین قول، اکراه مرد بر زنا ممکن است. حال سؤال این است که چرا مصنف از عبارت « صحیح‌ترین دو قول» استفاده کرده است؟ پاسخ این است که بعضی معتقدند که اکراه دربارۀ مرد محقق نمی‌شود، اما مصنف معتقد است که این امری غریزی و جنسی است و از اختیار خود مرد خارج است. نمی‌توان گفت كه چون نعوظ اتفاق نمی‌افتد، پس اکراه صدق نمی‌کند و اگر نعوظ کند و مرتكب آن عمل شود، معلوم می‌شود كه میل داشته است و اکراه صدق نمی‌کند. اين درست نيست؛ چرا که این میلی غریزی و حیوانی است و آدم نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. بنابراین، با اکراه نيز حد از مرد برداشته می‌شود.

(کما) یُدْرأ (عن المرأة بالإکراه لها)، لاشتراکهما في المعنی الموجب لرفع الحکم، ولاستلزام عدمه في حقه التکلیف بما لا يطاق؛ اگر زن را نیز اکراه کنند، گناهی ندارد؛ چون زن و مرد هر دو در اینکه اکراهْ حکم را از آنها برمی‌دارد، مشترک هستند. اکراه رافع مسئولیت کیفری است. همچنین اگر بگوییم اکراه نسبت به مرد صدق نمی‌کند، این امر «تکلیف ما لا یطاق» است.

وربما قیل بعدم تحققه في حقه بناءً علی أنّ الشهوةَ غیر مقدورة، وأن الخوف یمنع من انتشار العضو وانبعاث القوة؛ برخی گفته‌اند كه اکراه درباره ی مرد تحقق نمی‌یابد؛ به این دلیل که در حالت اكراه شهوت براى او مقدور و در اختیار او نيست؛ چون وقتی می‌ترسد، نعوظ حاصل نمی‌شود و قوه ی وطی در او منبعث نمی‌شود تا بتواند ذکر را داخل کند.

ویُضَعَّف بأن القدر الموجب للزنی وهو تغیُّب الحشفة غیر متوقف علی ذلک کله غالباً، لو سُلِّم توقفه علی الاختیار ومنع الخوف منه؛ اما شارح معتقد است كه انتشار عضو لازم نيست؛ زیرا زنا بدون انتشار عضو نيز تحقق می‌یابد چرا که حداقل لازم برای زنا دخول به اندازه ی رأس حشفه است. پس اگر بپذیریم که انتشار ذکر به اختیار فرد بستگی دارد و خوف مانع اختیار او است، باز هم بدین معنا نیست که نمی‌تواند وطی کند. زیرا به اندازه‌ای که زنا حاصل شود، می‌تواند بدون انتشار عضو نيز داخل كند.