درس:متون فقه جزایی/فصل سی ام/بخش دهم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

توكيل در استيفای قصاص

(ويجوز التوكيل فی استيفائه) لأنّه من الأفعال التی تدخلها النيابة إذ لا تعلق لغرض الشارع فيه بشخصٍ معين؛ ولی دم می تواند برای استيفای قصاص برای خود وكيلی تعيين كند. قصاص از افعالی است كه نيابت بردار است و غرض شارع بر اين تعلق نگرفته است كه چه كسی بايد قصاص را اجرا كند.

(فلو عزله) الموكل (واقتص) الوكيل (ولما يعلم) بالعزل (فلا شيء عليه) من قصاص و لا دية لأنّ الوكيل لا ينعزل إلا مع علمه بالعزل كما تقدم فوقع استيفاؤه موقعه؛ اگر ولی دم، شخصی را براي قصاص وكيل كند و بعد او را عزل كند و وكيل اطلاعی از اين مسئله نداشته باشد و به خيال اينكه هنوز عزل نشده است، قاتل را قصاص كند، در اين صورت وكيل مسئوليتی ندارد. وكيل در صورتی از وكالت عزل می شود كه بداند موكلش او را عزل كرده است، اما اگر از عزل خود بی خبر باشد و قصاص كند، قصاصش در جای خود به درستی انجام شده است.

أما لو عفی الموكل فاستوفی الوكيل بعده قبل العلم فلا قصاص أيضاً لكن عليه الدية لمباشرته و بطلان وكالته بالعفو كما لو اتفقَ الاستيفاء بعد موت الموكل أو خروجه عن أهلية الوكالة و يرجع بها علی الموكل لغروره بعدم إعلامه بالعفو و هذا يتم مع تمكنه من الإعلام و إلا فلا غرور؛ اما اگر موكل وكيل خود را عزل نكند، اما قاتل را عفو كند و وكيل از عفو قاتل مطلع نباشد و قاتل را قصاص كند، نمی توان وكيل را قصاص كرد، ولی بايد ديه بدهد؛ چون وكالتش به واسطه عفو موكل از قاتل باطل شده است. همچنان كه اگر بعد از فوت موكل يا ديوانه شدن او قصاص كند، ديه را از وكيل می گيرند. اما وكيل می تواند به موكل مراجعه كند؛ چون موكل بايد به وكيل اطلاع بدهد كه من عفو كرده ام و در اين فرض او قصور كرده است. البته در صورتی درست است كه موكل امكان اعلام داشته باشد وگرنه غروری از طرف موكل صورت نگرفته تا بخواهد ديه را بدهد.

ويحتمل حينئذ عدم وجوبها علی الوكيل لحصول العفو بعد وجود سبب الهلاک كما لو عفی بعد رمی السهم؛ احتمال دارد بگوييم كه هيچ ديه ای بر وكيل هم واجب نيست؛ چون عفو، بعد از هلاك تحقق كرده است؛ يعنی، با وكيل شدن اين فرد سبب هلاك تحقق پيدا كرده است و عفو بعد از اين سبب انجام شده است؛ مثلاً اگر كسی بخواهد قاتل را با تير بكشد و در همان حالی كه وي تيراندازی می كند، ولی دم عفو كند، اين عفو نمی تواند كارايی داشته باشد؛ چون بعد از انداختن تير انجام گرفته است. اگر با آن تير، كشته شود، عفو اثری ندارد.