درس:متون فقه جزایی/فصل هجدهم/بخش اول

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

تعریف بهیمه

(فمنها ـ إتیان البهیمة) وهی ذات الأربع وقال الزَّجّاج: هی ذات الرُُّوح الَّتی لا تمیّز سمِّیت بذلک لذلک وعلی الأوَّل فالحکم مختصُّ بها فلا یتعلَّق الحکم بالطَّیر والسَّمک ونحوهما وإن حرم الفعل وعلی الثّانی یدخل والأصل یقتضی الاقتصار علی ما تحقَّق دخوله خاصَّة والعرف یشهد له؛ یکی از مجازاتهای متفرقه، وطی بهایم است. بهیمه، حیواناتی هستند که روی دو دست و پا راه می‌روند و فرقی نمی‌کند که حیوان برّی یا آبی باشد. زجاج گفته است که بهیمه، حیوانی است که دارای روح باشد و ممیز نباشد؛ یعنی خوب و بد را تشخیص ندهد و به سبب همین ممیز نبودن است که او را بهیمه نامیده‌اند. بنا بر تعریف اول، حکم مختص به «ذات الأربع» است. بنابراین، این حکم در پرنده، ماهی و مانند آن جاری ‌نیست، هرچند وطی آنها هم حرام است و اگر بگوییم منظور از بهیمه حیوانی است که ممیز نیست و تشخیص نمی‌دهد، پرنده و ماهی را نیز دربرمی‌گیرد. مقتضای اصل و قاعده این است که بر قدر متیقّن اکتفا کنیم؛ یعنی بر آن چیزی که محقّقاً داخل در آن می‌باشد، که عبارت از همان «ذات الأربع» است. بنابراین، پرنده و ماهی چون دخولشان در حکم مشکوک است، در تعریف وارد نیستند و باید بر همان حیوانات چهار دست و پا اکتفا کنیم. از نظر عرف هم بهیمه به حیوان «ذات الأربع» اختصاص دارد و پرنده و ماهی را بهیمه نمی‌گویند.