درس:متون فقه جزایی/فصل هفتم/بخش پنجم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

اقرار به حد

(ومن أقر بحد ولم یبیّنه ضرب حتی ینهی عن نفسه أو یبلغ المئة)؛ اگر کسی به گناهی اقرار کند که موجب حد است، اما حد را معین نکند که حد زنا، قذف، لواط و یا حد دیگری است، بلکه تنها بگوید که در ذمه ی من حدی هست، او را می‌زنند تا بگوید بس است؛ یعنی از زدن نهی بکند و اگر از زدن نهی نکند، او را می‌زنند تا صد تازیانه تمام شود. هنگامی که به صد تازیانه برسد، حتی اگر او از زدن نهی نکند، تازیانه را متوقف می‌کنند؛ زیرا در شرع ما بیش از صد تازیانه حدی نیست.

والأصل فیه روایة محمد بن قیس عن الباقر (علیه السلام)، إن أمیرالمؤمنین (علیه السلام) قضی فی رجل أقر علی نفسه بحد ولم یسمّ أیّ حد هو قال: امر أن یجلد حتی یکون هو الذی ینهی عن نفسه الحد؛ زیرا امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره ی مردی که به حدی علیه خود اقرار کرده و حد را معین نکرده بود، چنین حکم کرد.

وبمضونها عمل الشیخ وجماعة، وإنما قیده المصنف بکونه لا یتجاوز المئة لأنها أکبر الحدود وهو حد الزنا؛ شيخ طوسی (رحمه الله) و برخی دیگر به مضمون این روايت عمل كرده‌اند، ولی مصنف می‌فرماید: بیشتر از صد تازیانه نمی‌توان زد؛ زیرا صد تازیانه، که حدّ زنا است، از تمامی حدود بیشتر است.

وزاد ابن إدریس قیداً آخر وهو أنه لا ینقص عن ثمانین نظراً إِلیٰ أَنَّ أقلّ الحدود حدّ الشُرب. وفیه نظر إذ حدّ القوّاد خمسة وسبعون؛ ابن‌ادریس، قید دیگری را اضافه کرده و گفته است: نباید کمتر از هشتاد تازیانه باشد؛ یعنی حدّ شرب خمر که از تمامی حدود، کمتر است. اما به نظر می‌رسد که این سخنْ درست نیست؛ زیرا حد کسی که قوّادی می‌کند، يعنی میان مرد و زن اجنبی برای زنا واسطه‌گری می‌کند، 75 تازیانه است. پس لازم بود ایشان می‌فرمودند: نباید کمتر از 75 ضربه باشد نه هشتاد ضربه.

والمصنف والعلامة وجماعة لم یحدوه فی جانب القلة کما أطلق فی الروایة لجواز أن یرید بالحد التعزیر ولا تقدیر له قلة؛ اما مصنف «شهید اول»، علامه و جماعتی دیگر آن را از طرف کمینه محدود نکرده‌اند، بلکه فقط از طرف بیشینه محدود کرده و گفته‌اند که نباید از صد تازیانه بگذرد زیرا بیان هر دو روایت، مطلق است؛ به عبارت دیگر ممکن است منظور از شخصی که اقرار کرده است «مرا حد بزنید» تعزیر باشد و چون تعزیر، مقدار معینی ندارد اگر بعد از زدن ده یا بیست تازیانه از زدن نهی کند، دیگر نمی‌توان او را زد.[۱]

ومع ضعف المستند، فی کل واحد من الأقوال نظر؛ بنابراين، اولاً مستند این روایت به محمد بن قیس می‌رسد که فردی ضعیف است. ثانیاً تمامی این اقوال ذکر شده، هم از نظر نقصان (حداقل) و هم از نظر کثرت محل بحث‌اند.

مطالبی که در این بخش خواهیم داشت:

دلایل ضعف اقوال مطرح‌شده در اين شبهه
كافی نبودن يک بار اقرار در اثبات حد


پاورقی

  1. گاهی اوقات کلمه ی حد در تعزیر نیز به کار می‌رود و ممکن است منظور از شخصی که به حد اقرار کرده است، معنای اصطلاحی آن نباشد.