درس:متون فقه جزایی/فصل هفدهم/بخش اول

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

تعريف محاربه

(المحاربة، وهي تجريد السلاح براً أو بحراً ليلاً أو نهاراً لإخافة الناس في مصر وغيره) (من ذكر أو أنثي) (قوي أو ضعيف) من أهل الريبةِ أم لا قصد الإخافة أم لا علي أصح الأقوال لعموم الآية المتناول لجميع من ذكر؛ محاربه به معنای برهنه كردن سلاح در خشكی يا دريا، در هنگام شب يا روز برای ترساندن مردم شهر يا غيرشهر است. هرچند امروزه مسئله هواپيما هم به خشكی و دريا اضافه می شود و بايد بگوييم برّاً و بحراً و جواً. در محاربه تفاوتی ميان اينكه فاعل اين كار مرد است يا زن وجود ندارد. همچنين فرقی نمی كند كه فاعل قوی باشد يا ضعيف و از افراد شرور باشد يا نباشد؛ چرا كه بعضی شرط كرده اند كه فاعل محاربه بايد اهل ريبه باشد؛ يعنی اهل شر باشد. همچنين تفاوتی ندارد كه قصد ترساندن داشته باشد يا نداشته باشد، ولی اگر قصد ترساندن نداشته باشد، بدون اشكال نيست. بنا بر صحيح ترين اقوال به دليل عموم آيه ﴿إنما جزاء الذينَ يحاربونَ الله ورسوله ...﴾، محاربه تمام موارد ياد شده را شامل می شود.

وخالف ابن الجنيد فخص الحكم بالرجال بناء علي أنَّ الضمير في الآية للذكور ودخول الاناث فيهم مجاز وفيه مع تسليمه أنّ في صحيحة محمد بن مسلم، « من شهر السلاح » و « من » عامة حقيقة للذكور والإناث. والشيخان حيث شرطا كونه من أهل الريبة وعموم النص يدفعه؛ ابن جنيد با اين حكم مخالفت كرده و حكم را به مردان اختصاص داده است؛ به دليل اينكه ضمير در اين آيه برای مذكر است و در ﴿يسعونَ ...﴾ هم ضمير مذكر است و اگر بخواهيم آيه را شامل زن ها هم بدانيم، چون ضمير مذكر است؛ بنابراين حقيقت نخواهد بود، بلكه مجاز می شود. شارح می فرمايد كه اين استدلال درست نيست؛ چون در صحيحه محمد بن مسلم از واژه « من » استفاده شده و « من » از موصولات مشترک است كه هم شامل مذكر و هم شامل مؤنث می شود. پيش تر گفته شد كه محارب، محارب است ، خواه اهل ريبه باشد يا نباشد، ولی شيخ مفيد و شيخ طوسی فرموده اند كه محارب بايد از اهل ريبه و فتنه باشد، به طوری كه متهم به فساد باشد. شارح در جواب می فرمايد كه عموم نص، اين نظريه را رد می كند؛ يعنی تفاوتی نمی كند كه ترساننده مردم فتنه گر باشد يا نباشد. ولی در روايتی آمده است كه محارب بايد از اهل شرور باشد و شيخ مفيد و طوسی نيز به آن روايت عمل كرده اند. اگر آن روايت را بپذيريم بايد حكم را به محاربی كه اهل شر است، اختصاص دهيم. در اين جمله عبارت « وشيخان » عطف بر عبارت « خالف ابن الجنيد » است.

وأخذ « تجريد السلاح » تبع فيه الخبر فالأجود عدم اعتباره وإلا فلو اقتصر علي الحجر والعصا والأخذ بالقوة فهو محارب لعموم الآية وشملَ إطلاقه كغيره الصغير والكبير لعموم الأدلة ويشكل في الصغير فإنَّ الحد مشروط بالتكليف خصوصاً القتل وشرط ابن الجنيد فيه البلوغ ورجحه المصنف في الشرح وهو حسن؛ چنانكه در آيه شريف ﴿إنما جزاء الذين يحاربونَ الله ورسوله ...﴾ ملاحظه می شود، نامی از سلاح به ميان نيامده است؛ ولی در روايت واژه تجريد سلاح آمده است. چون در روايت آمده است كه « من شهر سلاح » بنابراين، در اينجا هم مصنف كلمه تجريد سلاح را به كار برده و از روايت تبعيت كرده است اگر اين روايت نبود، اين قيد نيز ذكر نمی شد. چون همين كه كسی مردم را بترساند و راهزنی كند، امنيت جامعه را از بين برده است. پس حتی اگر بدون سلاح هم باشد، محارب است. بنابراين اگر شخصی سر راه ها را بگيرد و با سنگ يا عصا مردم را بزند و يا از زور بازوی خود استفاده و ناامنی ايجاد كند، باز هم محارب است؛ چون آيه عام است. البته برخی از علما كسانی را هم كه مرتكب مفاسد اقتصادی می شوند را محارب اقتصادی می خوانند. اما اين افراد محارب نيستند؛ چون هر مفسدی محارب نيست . چنين فردی مفسده اقتصادی دارد، ولی نمی توان او را محارب خواند و چهار حكمی را كه در آيه برای محارب ذكر شده است بر او جاري كرد.

نكته ديگر اينكه اطلاق آيه شامل بچه هم می شود؛ چون ادله عام است. ولی تعميم اين حكم به صغير دشوار است. اگر كودكی محارب شود، اجرای اين چهار مجازات درباره او دشوار است و نمی توان او را حد زد؛ چون حد مشروط به تكليف است. به ويژه مجازات قتل كه يكی از انواع مجازات محارب است. از اين رو، ابن جنيد گفته است كه در محارب بلوغ شرط است. بنابراين، بچه از اين حكم خارج است و مصنف در كتاب شرح ارشاد، اشتراط بلوغ را ترجيح داده است و اين نيكو است.