درس:متون فقه جزایی/فصل هفدهم/بخش دهم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

دفاع در برابر سارق

(واللص محارب) بمعني أنه بحكم المحارب في أنه (يجوز دفعه ولو بالقتال ولو لم يندفع إلا بالقتل كان دمه هدراً) أما لو تمكن الحاكم منه لم يحده حد المحارب مطلقاً و إنما أطلق عليه اسم المحارب تبعاً لإطلاق النصوص. نعم لو تظاهر بذلك فهو محارب مطلقاً وبذلك قيده المصنف في الدروس وهو حسن؛ دزد محارب است. محارب دو معنا دارد؛ يكی آن محاربی كه ايجاد ناامنی می كند، ديگری آنكه دزد است؛ به اين معنا كه دزد هم در حكم محارب است؛ يعنی خونش مباح است. برای مثال اگر دزدی وارد خانه ای شود و صاحب خانه بداند كه نمی تواند او را جز با زدن دفع كند اگر او را بزند و او بميرد، اين جنبه دفاعی پيدا می كند و در اينجا كشتن او جايز و خون او تباه می شود. اما اگر صاحب خانه او را تحويل حاكم دهد، مطلقاً حد محارب درباره اش اجرا نمی شود و فقط طبق موازين شرع بايد او را مجازات كنند و اينكه اسم محارب بر او اطلاق شده به خاطر پيروی از اطلاق روايات است. البته اگر به دزدی تظاهر نمايد و ناامنی ايجاد كند، در صورتی كه تنها جنبه رعب و وحشت عمومی داشته باشد، مطلقاً محارب است، چه مالی بدزدد يا ندزدد. مصنف اين مطلب را در درس های خودش هم گفته است و اين سخن درستی است.

(ولو طلب) اللص (النفس وجب) علي المطلوب نفسه (دفعه إن أمكن) مقتصراً فيما يندفع به علي الأسهل فالأسهل فإن لم يندفع إلا بقتله فهدر (وإلا) يمكن دفعه (وجب الهرب) لأنه أحد افراد ما يدفع به عن النفس الواجب حفظها وفي حكم طلبه النفس طلبه الفساد بالحريم في وجوب دفعه مع الإمكان ويفهم منه أنه لو اقتصر علي طلب المال لم يجب دفعه و إن جاز و سيأتي البحث في ذلك كله ؛ اگر دزد بخواهد كسی را بكشد، در صورتی كه آن فرد بتواند او را دفع كند، واجب است كه از خود دفاع كند. البته بايد دفاع هم تناسب داشته باشد؛ يعنی او را نكشد. مثلاً اگر با سر و صدا، يا با يک سيلی و يا با يک جراحت مختصری بتواند او را دفع كند، بايد از اين طريق اقدام كند و در دفاع « الأسهل فالأسهل » را رعايت كند، اما اگر بفهمد كه اگر او را نكشد خودش كشته می شود، می تواند به خاطر دفاع از خود او را بكشد و خون او هدر است. اما اگر نتواند از خود دفاع كند، اگر می تواند بايد فرار كند؛ چون فرار يكی از مواردی است كه به وسيله آن از نفسی كه حفظش واجب است دفاع می شود؛ به عبارت ديگر فرار نيز يک نوع دفاع از نفس است كه حفظش واجب است.

اگر بخواهد با كسی عمل نامشروعی انجام دهد؛ مثلاً به زنش تجاوز كند، اين هم حكم قصد جان را دارد و دفاع در صورت امكان واجب است. از اينجا فهميده می شود كه اگر بخواهد مال را ببرد، دفاع واجب نيست؛ ولی اگر بخواهد او را بكشد يا به زنش تجاوز كند، دفع او واجب است حتی اگر به قتلش منتهی شود؛ به عبارت ديگر اگر بخواهد مال را ببرد، می تواند دفاع كند ولی واجب نيست. در مسئله دفاع مشروع اين مسئله را بيشتر بررسی خواهيم كرد.