درس:متون فقه جزایی/فصل هفدهم/بخش سوم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

بررسی جايگاه فقهی افساد فی الارض

سؤالی كه در اينجا مطرح می شود، اين است كه آيا محارب همان مفسد است؟ در پاسخ بايد گفت كه ظاهر كلام فقها اين است كه مفسد و محارب يكی است؛ يعنی وقتي می توان دست مفسد را بريد يا او را كشت يا تبعيد كرد كه محارب باشد؛ يعنی، تجريد سلاح كرده باشد. اما اگر كسی تجريد سلاح نكند، مثلا مواد مخدر پخش كند، چنين شخصی با اينكه مفسد است، ولی چون تجريد سلاح نكرده و ناامنی ايجاد نكرده است، نمی توان او را محارب دانست. چنين شخصی كار حرام انجام داده است و مفسد نيز هست؛ چرا كه افراد را به مواد مخدر معتاد كرده است. اما اين شخص محارب نيست؛ يعنی نمی توان يكی از آن چهار حكم را درباره او اجرا كرد.

اما نظر صحيح اين است كه آيه می فرمايد: ﴿ويسعون في الأرض فساداً﴾ نه « أو يسعون ». بنابراين ﴿يسعون في الأرض فساداً﴾ جزء تعريف محارب است. از اين رو در تعريف محارب می گويند كه « من جرد السلاح لإخافة الناس و إرادة الإفساد في الارض »؛ يعنی محارب بايد اراده افساد فی الارض را داشته باشد تا محارب محسوب شود. اما اگر تجريد سلاح شخصی به اراده افساد فی الارض نباشد، بلكه برای امنيت جامعه چنين كاری كند، چنين فردی محارب محسوب نمی شود؛ چون با اينكه مردم را می ترساند، اما منظورش تأمين امنيت است. پس هنگامی كه اخافه و اراده فساد هر دو با هم باشد، می توان گفت كه فرد محارب است. بحث مفسد فی الارض ذيل عنوان مستقلی در فقه و جزء حدود نيامده است. ساير فقها هم چنين بحثی را ذكر نكرده اند. از اين رو در تحرير الوسيله نيز همين گونه تعريف كرده است: « من جرد السلاح لإخافة الناس وإرادة الإفساد في الأرض. » آنچه مسلم است، اين كه به حكم عقل نمی توان خود افساد فی الارض را عنوان مستقلی قرار داد؛ برای اينكه « افساد فی الارض » یک عنوان مثل عنوان گناه است. بنابراين نمی توان گفت كه هر كس گناهی مرتكب شود، اين چهار حكم درباره اش اجرا می شود.هنگامی چيزی عنوان مجرمانه پيدا می كند كه جنس و فصلش مشخص شده باشد. « افساد فی الارض » يک عنوان كلی است؛ مثل حيوان كه در تعريف انسان يک عنوان كلی است و بايد بگوييم حيوان ناطق تا مصداق آن يعنی انسان مشخص شود. جرم هم زمانی می شود كه عنوان داشته باشد؛ مثل زنا، لواط و قوادی كه تعريفشان مشخص است. « إفساد في الأ رض » یک عنوان كلی است و اين عنوان كلی نمی تواند جز به اعتبار فصول و قيودش در خارج مصداق داشته باشد؛ مثلاً افسادی كه زنا است، افسادی كه قوادی است و افسادی كه محاربه است. قواد مفسد است، اما آيا می توان قواد را كشت؟ كسی كه شرب خمر می كند مفسد است ، اما آيا می شود چنين فردی را كشت؟ بديهی است كه ما چنين فردی را به عنوان مفسد نمی كشيم، بلكه به عنوان شارب الخمر او را حد می زنيم. متأسفانه بعد از انقلاب اشتباهی در قانون مجازات اسلامی رخ داده است و آن اينكه برای « محارب » و « مفسد في الارض » دو عنوان مستقل قرار داده اند، در حالی كه در اين آيه، به چنين مطلبي اشاره نشده است.