درس:متون فقه جزایی/فصل هفدهم/بخش هشتم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

چگونگی اجرای مجازات صلب

صلب بر دو گونه است؛ يا بر اساس تخيير است و يا بر اساس ترتيب. به عبارت ديگر اگر ما به تخيير معتقد باشيم، در اين صورت حاكم از بين مجازات ها چهارگانه صلب را اختيار می كند، اما در صورتی كه به ترتيب معتقد باشيم، بايد نوبت صلب برسد. مصنف می فرمايد كه تفاوتی در اين دو نيست.

(وصلبه) علي تقدير اختياره أو وجود مرتبته في حالة كونه (حياً أو مقتولاً علي اختلاف القولين) فعلي الأول الأول وعلي الثاني الثاني؛ به دار آويختن محارب، به اينكه زنده به دار آويخته شود يا كشته شود و سپس به دار آويخته گردد، به اختلاف دو قول تخيير و ترتيب بستگی دارد كه كدام قول را بپذيريم. چون اختلاف است كه وقتی می خواهيم صلبش كنيم، حياً صلبش كنيم يا بعد از كشتن به دار آويزانش كنيم. بنا بر رأی اول كه تخيير به قتل و صلب است، در صورتی كه زنده باشد، صلبش می كنيم و بنا بر رأی دوم كه وجوب صلب طولی است و در صورتی كه مرتبه اش وجوب پيدا كند آن را انجام می دهند، بنابراين در صورتی كه كشته شود، جنازه اش را به دار آويزان می كنند.

(ولا يترك) علي خشبته حياً أو ميتاً أو بالتفريق (أزيد من ثلاثة) أيام من حين صلبه و لو ملفقة والظاهر أنّ الليالي غير معتبرة. نعم تدخل الليلتان المتوسطتان تبعاً للأيام لتوقفها عليهما فلو صلب أول النهار وجب إنزاله عشية الثالث مع احتمال اعتبار ثلاث ليالٍ مع الأيام بناء علي دخولها؛ محارب، چه زنده باشد، چه مرده باشد و چه مدتی زنده و مدتی مرده باشد، نبايد بيش از سه روز بالای دار باشد هرچند به صورت تلفيقی از شب و روز باشد؛ مثلاً اگر اول طلوع فجر او را دار زدند، روز اول و دوم و سوم می توانند او را بر بالای دار نگه دارند. وقتی آفتاب روز سوم غروب كرد، ديگر نمی توان شب هم او را بر بالای دار نگه داشت.

ظاهراً شب ها معتبر نيست، البته دو شب وسط به تبع روزشان داخل در صلب هستند، برای اين كه ايام بر شب های خود متوقف هستند. بنابراين، اگر اولِ روز به دار آويخته شود، بايد اولِ شام روز سوم او را پايين بياورند، با اينكه احتمال دارد كه بگوييم روز سوم كه مانده شبش هم بماند، بنا بر اينكه بگوييم شب ها در مفهوم ايام داخل هستند. اگر شب ها در مفهوم ايام داخل باشند، بايد شب سوم هم او را سر دار نگه داشت.

(وينزل) بعد الثلاثة أو قبلها (ويجهز) بالغسل والحنوط والتكفين إن صلب ميتاً أو اتفق موته في الثلاثة و إلا جهز عليه قبل تجهيزه (ولو تقدم غسله و كفنه) وحنوطه قبل موته (صلي عليه) بعد إنزاله (ودفن)؛ مصلوب بعد يا قبل از سه روز پايين آورده می شود. آن گاه با غسل، حنوط و كفن تجهيزش می كنند، اين در صورتی است كه مرده اش را به دار آويخته باشند يا اينكه در اين سه روز بميرد و اگر در اين مدت نميرد، اول او را می كشند و سپس غسلش می دهند و كفنش می كنند. منظور از « جهز عليه » كشتن او است. اما اگر غسل، كفن و حنوطش قبل از به دار زدنش باشد، بعد از پايين آوردن او، بر او نماز می خوانند و دفنش می كنند.