درس:متون فقه جزایی/فصل پانزدهم/بخش ششم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

مثال هايی از حرز اموال مختلف

فحرز الأثمان والجواهر الصناديق المقفلة والأغلاق الوثيقة في العمران وحرز الثياب وما خف من المتاع وآلات النحاس الدكاكين والبيوت المقفلة في العمران أو خزانتها المقفلة وإن كانت هي مفتوحة والإصطبل حرز الدواب مع الغلق وحرز الماشية في المرعي عين الراعي علي ما تقرر ومثله متاع البائع في الأسواق والطرقات؛ حرز پول و جواهر ، صندوق های قفل شده و اتاق هايی است كه قفل های بسيار محكم دارند و در آبادی قرار گرفته اند. حرز لباس يا متاع های سبک يا ظرف های مسی ، همان دكان ها و خانه هايی است كه درب آنها قفل دارد و اين دكان يا خانه در جايی كه ساختمان و آبادی دارد، قرار گرفته است همچنين حرزِ آنها صندوق های قفل شده نيز هستند، هرچند كه درب خانه ها يا دكان ها باز باشد. حرز حيوانات، اصطبل و طويله است در صورتی كه درب آن را ببندند.

حرز حيواناتی كه برای چرا به صحرا می برند، همان چشمِ چوپان است كه نگاه می كند تا اينها را حفظ كند و اگر او را غافلگير كنند و حيوانات را بدزدند ، دزدی از حرز محسوب می شود. اما شارح اشكال وارد كرده است . حرز كالايی كه فروشنده در بازار يا كنار راه برای فروش قرار داده است نيز همانند حرز حيواناتی است كه برای چرا به صحرا برده اند و اگر صاحب چنين كالايی را غافلگير كنند و از مالش بدزدند، از حرز برده اند.

واحترز بالدفن في العمران عما لو وقع خارجه فإنه لا يعد حرزاً و إن كان في داخل بيت مغلق لعدم الخطر علي سارقه وعدم قضاء العرف به ؛ شهيد، حرز بودن در دفن را به عمران و آبادی وابسته می داند و با اين قيد ، دفن در غير آبادی را حرز نمی داند؛ زيرا دفن در غير آبادی حرز به شمار نمی رود، هرچند داخل اتاقكی باشد كه درب آن بسته است، اين حرز محسوب نمی شود؛ زيرا اولاً در اين صورت سارق با خاطری آسوده در را باز می كند و با حفر زمين ، اموال را می برد. بنابراين ، سارق در خطر نيست تا بتوانيم بر اساس تعريف دومی كه از حرز ارائه شده است، آن را حرز قلمداد كنيم . عرف هم نمی گويد كه مالی كه در بيابان دفن كرده اند، داخل حرز است.

(والجيب والكم الباطنان حرز لا الظاهران ) والمراد بالجيب الظاهر ما كان في ظاهر الثوب الأعلي والباطن ما كان في باطنها و في ثوبٍ داخلٍ مطلقا، اما الكم الظاهر فقيل المراد به ما كان معقوداً في خارجه، فقيل المراد بهما كان معقوداً في خارجه لسهولة قطع السارق له فيسقط ما في داخله ولو في وقت آخر وبالباطن ما كان معقوداً من داخل كم الثوب الأعلي أو في الثوب الذي تحته؛ ما دو نوع جيب داريم: يكی جيب هايی كه ظاهر اند و نوع ديگر جيب هايی كه پنهان اند. آستين ها نيز دو نوع اند: بعضی آستين ها ظاهر و برخی پنهان اند؛ برای مثال قبا دو آستين دارد: يكی آستين داخل كه به آن آستر می گويند و ديگری آستين ظاهر . جيب و آستين باطن بر خلاف جيب و آستين ظاهر حرز به شمار می آيد.

بنابراين، اگر از جيب يا آستين باطن بدزدند، دست قطع می شود؛ برای مثال اگر كسی از جيب داخلی يک فردی سرقت كند، دستش را قطع می كنند. مراد از جيب ظاهر، جيبی است كه در ظاهر لباس رويين و بالاپوش باشد. جيب باطن هم آن جيبی است كه در درون لباس بالا يا در ظاهر يا باطن لباس پايين و زيرپوش باشد. مراد از آستين ظاهر هم آن آستينی است كه به بيرون لباس دوخته شده باشد؛ برای مثال اگر شخصی كيسه ای را به آستين ظاهری اش ببندد در اين صورت دزد می تواند به راحتی مال را ببرد و چون دزد می تواند به آسانی آن را قطع كند و آنچه را كه در داخلش است و لو در زمان ديگري [۱] بيرون بياورد، اين آستين حرز محسوب نمی شود.

مراد از آستين باطن، آن است كه كيسه ای از داخل بالاپوش، دوخته يا در قسمت بيرونی آستين زيرپوش، بسته شده باشد. در اين صورت آن كيسه چه در ظاهر لباس زيرين دوخته شده باشد، چه در باطن آن، حرز محسوب می شود.

وقال الشّيخ في الخلاف: « المراد بالجيب الباطن : ما كان فوقه قميص آخر، وكذا الكم سواء شده في الكم من داخل، أم من خارج ». وفي المبسوط اختار في الكم عكس ما ذكرناه، فنقل عن قومٍ أنّه إن جعلها في جوف الكم وشدها من خارجٍ فعليه القطع، و إن جعلها من خارج وشدها من داخل فلا قطع، قال: وهو الّذي يقتضيه مذهبنا. والأ خبار في ذلك مطلقة في اعتبار الثوب الأعلي والأسفل فيقطع في الثاني دون الأول، وهو موافقٌ للخلاف و مال إليه في المختلف وجعله المشهور وهو في الكم حسن؛ شيخ طوسی در كتاب خلاف گفته است كه جيب باطن ، چيزی است كه روی آن لباسی باشد و آستين نيز همين طور است و فرق نمی كند كه چيزی كه با آستين بسته اند از داخل بسته باشند يا از خارج و در هر صورت به لباس زير مربوط است. اما در كتاب مبسوط درباره آستين عكس چيزی را كه بيان شد، برگزيده و از عده ای نقل كرده است كه اگر كسی كيسه پول را در داخل آستين بگذارد و از خارج آن را بسته باشد و كسی آن را سرقت كند، دستش قطع می شود و اگر كيسه را در ظاهر و خارج آستين بگذارد و از داخل آن را بسته باشد و كسی آن را سرقت كند، دستش قطع نمی شود.

آن گاه می فرمايد: مذهب و مرام ما نيز همين را اقتضا می كند و اخبار درباره اعتبار لباس بالا و لباس زيرين مطلق اند. به اين صورت كه در لباس زيرين دست سارق قطع می شود، اما در لباس بالا قطع نمی شود. اين سخن شيخ با گفتاری كه در كتاب خلاف فرموده است، مطابقت دارد. علامه نيز در مختلف فرموده است كه اين قول شيخ مطابق با مشهور و حرف خوبی است.

شارح می فرمايد: اين قول درباره آستين نظريه خوبی است.

أما في الجيب فلا ينحصر الباطن منه فيما كان فوقه ثوب آخر، بل يصدق به وبما كان في باطن الثّوب الأعلي كما قلناه؛ اما درباره جيب چنين چيزی صادق نيست و جيب باطن تنها به جايی كه بالايش لباس ديگری باشد، منحصر نيست؛ برای مثال اگر كسی جيب درونی كت فردی را بدزدد، دستش قطع می شود، با اينكه كت بالاپوش است اما فرق است بين اينكه از جيب باطن بالاپوش بدزدد يا از جيب ظاهر آن . پس لازم نيست كه در جيب، لباس ديگری هم روی آن لباسی كه جيب جزء آن لباس است، قرار بگيرد، بلكه جيب داخلی لباس بالاپوش هم حرز محسوب می شود.



پاورقی

  1. یعنی آنچه که در داخل آن است هنگام دزدی یا زمانی که آن را از آستین جدا می کند، بیرون نریزد و در وقت دیگر خارج شود.