درس:متون فقه جزایی/فصل پانزدهم/بخش پنجم

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

تعريف حرز

حال سؤال اين است كه حرز چيست؟ در پاسخ به اين سؤال می فرمايد:

(الثّالثة: الحرز) لا تحديد له شرعاً فيرجع فيه إلي العرف و ضابطه (ما كان ممنوعا بغلقٍ أو قفل ) وما في معناه (أو دفن في العمران أو كان مراعي ) بالنّظر (علي قول )، لقضاء العادة بإحراز كثير من الأموال بذلك. وحكايته قولاً يشعر بتمريضه ، كما ذهب إليه جماعةٌ، لقول علي (عليه السلام ): « لا يقطع الّا من نقب بيتا ، أو كسر قفلا ». و في طريقه ضعف؛ حرز تعريف شرعی ندارد. از اين رو، برای اينكه بگوييم اين مال داخل حرز است يا خير، بايد به عرف مراجعه كنيم و ببينيم عرف چه چيزی را حرز می داند يا چه محلی را حرز مال می گويند.

از نظر عرف ، مالی كه دسترسی به آن منع شده باشد، حرز محسوب می شود؛ برای مثال اگر مال در جايی باشد كه در آن را بسته و قفل كرده اند، حرز به شمار می رود، يا اينكه آن را گره زده و با ريسمان بسته باشند يا در محل آبادی دفن كرده باشند؛ مثلاً در زيرزمين خانه، همه اين ها حرز محسوب می شود. اما اگر در صحرا دفن كرده باشند حرز به شمار نمی رود.

بعضی گفته اند كه اگر مالی تحت نظر و مراقبت باشد، حرز محسوب می شود؛ يعنی اگر مالی زير نظر مالک باشد و دزد ، مالک را غافلگير كند و آن را بدزدد، در اينجا حرز صدق می كند. اما شارح اين را حرز نمی داند. دليل كسانی كه تحت نظر بودن را حرز می دانند اين است كه معمولاً بسياری از اموال به همين صورت حفظ و حراست می شود و عادت بر اين است كه هر كس به مال خودش توجه دارد و اگر در محل حضور داشته باشد، مراقب مالی است كه در آن محل قرار داده است.

اينكه اين نظريه را با عبارت « علي قول » بيان كرده است، نشان می دهد كه اين قول ضعيف است ، چنان كه گروهی از فقها نيز اين قول را ضعيف می دانند؛ چون اميرالمؤمنين (عليه السلام ) فرموده است: « دست كسي را نمی برند، مگر اينكه جايی را نقب بزند يا قفلی را بشكند. » و در اين فرض، چنين كاری صورت نگرفته است . البته سند اين روايت هم كه می گويد اين حرز محسوب نمی شود، ضعيف است.

ويمكن أن يقال لا يتحقق الحرز بالمراعاة إلا مع النظر إليه ومع ذلك لا تتحقق السرقة لما تقدم من أنها لا تكون إلا سراً ومع غفلته عنه و لو نادراً لا يكون مراعياً له فلا يتحقق إحرازه بها ، فظهر أن السرقة لا تتحقق مع المراعاة وإن جعلناها حرزاً؛ ممكن است گفته شود كه مراقبت كردن تنها در صورتی مصداق حرز است كه شخصِ مراقب، به مال نگاه كند و در اين صورت سرقت تحقق پيدا نمی كند؛ زيرا چنان كه گذشت، سرقت تنها به صورت سرّی و با غفلت مالک از مال خود معنا پيدا می كند و وقتی مالک از مال خود ، حتی اگر مدت كوتاهی غفلت كند، ديگر مراقبت وجود ندارد و در نتيجه حفظ و حراست با نظر و مراقبت منتفی می شود. بنابراين، روشن می شود كه سرقت با مراعات تحقق پيدا نمی كند، اگرچه مراعات را حرز بدانيم ؛ برای مثال اگر كسی چمدان خود را در محلی گذاشته است و مدام آن را زير نظر دارد تا كسی آن را ندزدد، تا زمانی كه مالک به آن توجه دارد، كسی نمی تواند آن را بدزدد، اگر هم كسی آن را بدزدد، سرقت محسوب نمی شود؛ زيرا سرقت بايد امری پنهانی باشد . اگر در اين حالتی كه مالک به مال توجه دارد،كسی آن را بدزدد، اين اختلاس ناميده می شود و سرقت نيست . بنابراين، نمی توان دست چنين فردی را قطع كرد . اگر هم مالک از آن غفلت كند و متوجه جای ديگر باشد، اين حرز محسوب نمی شود و باز هم اگر كسی آن را بدزدد، دستش قطع نمی شود و در هر دو صورت سرقت تحقق نمی يابد.

وللشيخ قولُ بأن الحرز كل موضعٍ لم يكن لغير المتصرف فيه الدخول إليه إلا بأذنه وينتقض بالدار المفتحة الأبواب في العمران وصاحبها ليس فيها وقيل ما يكون سارقه علي خطر خوفاً من الاطلاع عليه وينتقض بذلك أيضاً وعلي الأول تخرج المراعاة دون الثاني ؛ شيخ طوسی معنايی برای حرز بيان كرده است كه شارح آن را در اينجا نقل و نقد كرده است . شيخ معتقد است كه حرز ، محلی است كه شخص غيرمتصرف ، بدون اجازه متصرف نمی تواند در آن وارد شود. بنابراين ، اگر كسی بدون اجازه مالک داخل خانه ای شود و مالی را از داخل خانه بردارد و ببرد ، بايد دست او را قطع كنند. البته خود شيخ به اين نظريه معتقد نيست و اين نظر نقيض دارد؛ برای مثال اگر خانه ای در آبادی باشد و در آن باز باشد ، هرچند غيرمتصرف بدون اجازه متصرف نمی تواند وارد آن شود، اما مطابق نظريه شيخ اگر كسی بدون اجازه وارد شود، چون در حرز وارد شده است، پس بايد دستش بريده شود در حالی كه خود شيخ چنين فتوايی نمی دهد.

بعضی ديگر معنای ديگری برای حرز ارائه كرده و گفته اند كه حرز جايی است كه سارق وقتی بخواهد مالی را بدزدد ، خودش را در معرض خطر می بيند و می ترسد كه از حضور او آگاه شوند . بنابراين، حرز جايی است كه سارق هنگام دزدی خود را در آن در معرض خطر می بيند. طرفداران اين نظريه به نوعی معنای حرز را توسعه داده اند.

اين نظريه نيز مانند نظريه پيشين نقض می شود؛ چون بر اساس اين تعريف اگر دزد وارد خانه ای شود كه در آن كسی حضور ندارد و مالی را از آنجا سرقت كند، چون هنگام سرقت از حضور كسی بيمناک نبود، بنابراين، نمی توان او را سارق به شمار آورد . بر اساس تعريف شيخ، مراعات ، از مصداق حرز خارج می شود و اگر در خانه ای باز باشد و شخصی بدون اجازه وارد آن خانه شود، حكم ورود به حرز می دهند. اما بر اساس نظريه دوم ، مراعات از مصداق حرز محسوب می شود؛ چون وقتی مالک متوجه مال خودش است، برای دزد خطر وجود دارد. بنابراين، در تعريف دوم مراعات در تعريف حرز می گنجد.

والأولي الرجوع فيه إلي العرف وهو يختلف باختلاف الأموال؛ بهتر آن است كه در تشخيص حرز به عرف مراجعه كنيم و ببينيم كه عرف چه هنگام مال را در حرز قلمداد می كند. حكم عرف نسبت به اموال گوناگون مختلف است ؛ برای مثال حرز حيوان با حرز ماشين متفاوت است و حرز پول با حرز آن دو تفاوت دارد؛ مثلاً حرز اتومبيل داخل پاركينگ است نه خيابان. يا حرز چرخ زاپاس ماشين داخل صندوق عقب ماشين است هرچند ماشين در خيابان باشد . حرز پول اين است كه در جيب يا كيف باشد و حرز حيوان، اصطبل آن است.