در حرز بودن مال

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:فقدان شبهه ملکیت
مقاله قبلی:بالغ و عاقل بودن سارق

در حرز بودن مال

(ولا قطعَ علی من سرق من غیر حرزٍ) کالصّحراء، والطّریق والرّحا والحمّام والمساجد‍ ونحوها من الْمواضع المنتابَة والمأذون فی غشیانها مع عدم مراعاة المالک لماله (ولا من حرزٍ) فی الأصل بعد أن (هتکه غیره) بأن فتح قفله، أو بابه، أو نقب جداره فأخذ هو. فانّه لا قطع علی أحدهما، لأنّ المهتِّک لم یسرق والسّارق لم یأخذ من الحرز؛ در صورتی که مال ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دزدیده شده در حرز نباشد، دست سارق قطع نمی‌شود؛ برای مثال اگر مال را از صحرا، جاده، آسیاب، حمام، مسجد و ... بدزدد، در صورتی که مال در این مکانها تحت نظر مالک نباشد، چون محل رفت و آمد مردم به شمار می‌روند و ورود در آنها برای عموم آزاد است، دست سارق قطع نمی‌شود، اما اگر مال حتی در این مکانها زیر نظر و مراقبت مالک باشد و دزد، مالک را غافلگیر کند و مال را بدزدد، دست او را قطع می‌کنند.

اگر مالی در حرز باشد، اما خود سارق حرز را هتک نکند، بلکه دیگری آن را هتک کند و سارق مال را سرقت کند، دست هیچ کدام بریده نمی‌شود؛ برای مثال اگر شخص دیگری قفل یا در را باز کند یا دیوار حرز را سوراخ کند و دزد تنها مال را از آنجا بدزدد، در این صورت دست هیچ یک قطع نمی‌شود؛ چون کسی که حرز را گشوده چیزی سرقت نکرده است و کسی که سرقت کرده از حرز سرقت نکرده است؛ زیرا در صورت باز بودنِ در، دیگر به آن حرز نمی‌گویند. حکم قطع دست، زمانی اجرا می‌شود که یک نفر به تنهایی یا با مشارکت دیگری هم حرز را هتک کنند و هم مال را از حرز بیرون بیاورند.

(ولو تشارکا فی الهتک) بأن نقباه ولو بالتّناوب علیه (فأخرج أحدهما المال قطعَ المخرج خاصّةً)، لصدق هتکه الحرز وسرقته منه، دون من شارکه فی الهتک. کما لو انفرد به، (ولو أخرجاه معاً قطعا) إذا بلغ نصیب کلِّ واحدٍ نصاباً، وإلّا فمن بلغ نصیبُه النِّصاب وإن بلغ المجموع نصابین فصاعداً علی الأقوی؛ اگر دو نفر در هتک مشارکت کنند، به این صورت که هر دو با هم یا نوبت به نوبت دیوار را سوراخ کنند یا قفل در را بشکنند، سپس یکی از آنها به تنهایی مال را از حرز بیرون بیاورد، فقط دست کسی که مال را بیرون آورده است، قطع می‌شود؛ زیرا او هم در هتک شریک بوده و هم به تنهایی مال را از حرز بیرون آورده است. اما کسی که تنها در هتک کردن با او همدست بوده، چون مال را از حرز بیرون نیاورده است، دستش قطع نمی‌شود؛ مانند حالتی که به تنهایی هتک کند، ولی سرقت نکند، که در این صورت نیز دستش قطع نمی‌شود.

اگر هر دو با هم، هتک کنند و هر دو با هم مال را از حرز بیرون بیاورند، دست هر دو قطع می‌شود، البته در صورتی که سهم هر کدام از آنها به اندازه ی نصاب قطع، یعنی ربع دینار باشد؛ برای مثال اگر مالی که دزدیده‌اند، نصف دینار باشد و نفر اول به اندازه ی ربع دینار و نفر دوم هم به اندازه ی ربع دینار بیرون آورده باشد، در این صورت دست هر دو قطع می‌شود، اما اگر یکی به اندازه ی ربع دینار بیرون آورد، ولی دیگری کمتر از ربع دینار بدزدد، کسی که ربع دینار بیرون آورده است دستش قطع می‌شود و کسی که کمتر از آن دزدیده است دستش قطع نمی‌شود؛ اگر‌چه مجموع مالی که هر دو با هم دزدیده‌اند دو برابر نصاب یا بیشتر باشد، ولی چون تنها سهم یکی از دزدان در حد نصاب یا بیشتر است، فقط دست یکی از آنها قطع می‌شود. بنا بر اقوی آن کسی که سهمش کمتر است، دستش قطع نمی‌شود.

وقیل: یکفی بلوغ المجموع نصاباً فی قطع الجمیع، لتحقُّق سرقةِ النّصاب وقد صدر عن الجمیع فیثبت علیهم القطع. وهو ضعیفٌ. ولو اشترکا فی الهتک ثمَّ أخرج أحدهما المال إلی قرب الباب، فأدخل الآخر یدهُ وأخرجه قطعَ دون الأوَّل، وبالعکس لو أخرجه الأوَّل إلی خارجه فأمره فحمله الآخر؛ بعضی معتقدند که اگر دزدان با هم به اندازه ی ربع دینار دزدی کنند، دست همه ی آنها قطع می‌شود؛ زیرا به اندازۀ نصاب دزدیده‌اند و این سرقت توسط همه ی آنها صورت گرفته است و نمی‌توان تنها دست یکی از آنها را قطع کرد. البته این قول ضعیف است.

اگر هر دو با هم در را باز کنند یا هر دو با هم نقب بزنند و دیوار را سوراخ کنند، اما هر دو مال را بیرون نیاورند و یکی از آنها مال را تا دم در بیاورد و دیگری مالِ نزدیک در را بیرون ببرد، آن کسی که مال را بیرون برده است چون هم در هتک شرکت داشته و هم مال را از حرز خارج کرده است، دستش قطع می‌شود. اما اگر هر دو با هم حرز را هتک کنند و یکی از آنها مال را از حرز بیرون بیاورد و به دیگری امر کند که آن مال را بردارد، دست نفر اول قطع می‌شود؛ چون هم در هتک شرکت داشته و هم سارق است، اما دومی اگر چه در هتک شرکت داشته است، اما سارق نیست.

ولو وضعَه فی وسط النَّقب، أو الباب فأخذه الآخر، ففی قطعهما، أو عدمه عنهما وجهان: أجودهما الثّانی، لانتفاء الإخراج من الحرز فیهما. ووجه الأوَّل تحقّّقه منهما بالشَّرکة کتحقُّق الهتک بها؛ اگر اولی مال را تا وسط نقب یا درب بیاورد و دومی آن را بیرون ببرد، در این صورت دو احتمال وجود دارد: شهید می‌فرماید که نظر ما این است که دست هیچ کدام را قطع نمی‌کنند؛ زیرا اخراج از حرز در حق هیچ کدام از آنها صدق نمی‌کند. اما برخی معتقدند که دست هر دو را قطع می‌کنند؛ زیرا اخراج از حرز، در حق هر دو صدق می‌کند، حتی اگر به واسطۀ مشارکت با یکدیگر باشد. همان‌طور که عنوان هتک حرز به واسطه ی مشارکت هر دو تحقق پیدا می‌کند، عنوان اخراج از حرز هم به واسطه ی مشارکت آنها تحقق پیدا می‌کند.