شبکه معنا

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
سیستم های خبره
مقاله بعدی:مثلث سه تایی
مقاله قبلی:قاعده یا قانون

شبکه‌های معنایی به (به انگلیسی: Semantic Networkّّّّ) یک روشی برای بازنمایی دانش با استفاده از گراف هستند که از گره‌ها و یال‌ها تشکیل شده است به طوری که گره‌ها بیانگر اشیا و یال‌ها نشانگر ارتباط بین اشیا می‌باشد.

شبکه معنا3.JPG

شبکه معنا1.JPG

این مثال در مورد پرنده است. این گراف دارای سه صفت داشتن٬ جابجاشدن و نوع پرنده است. نکته‌ای که در ای اینجا قابل مشاهده می‌باشد این است که جهت در گراف شبکه‌های معنایی مهم است:

  • پرنده بال دارد
  • پرنده با پرواز جابجا می‌شود
  • پرنده مورد مطالعه قناری است.

این شبکه معنا می‌تواند توسعه پیدا کند و گسترش با استفاده از سه روش صورت می‌گیرد.

شبکه معنا با استفاده از 1- خاص‌تر شدن 2-عام‌تر شدن 3-مفاهیم مشابه گسترش می‌یابد.

مثال:

شبکه معنا2.JPG

در بخش اول(۱): مفاهیم مشابه نمایش داده شده است یعنی قناری و پنگوئن هر دو پرنده هستند.

در بخش دوم(۲): خاص‌تر نمودن مفاهیم نمایش داده شده قناری یک نوع پرنده است و Tweety یک نمونه خاص از قناری‌هاست.

در بخش سوم(۳): عام‌تر شدن مفاهیم نمایش داده شده است پرندگان گونه‌ای از حیوانات هستند.

وراثت Inheritance

یک ویژگی بسیار مهم در شبکه‌های معنا وراثت است. وراثت بدین معناست که مفهوم یا خاصیتی از گره‌ای به ارث برده شود. این ویژگی در شبکه‌های معنا به وسیله Is-A نمایش داده می‌شود. در مثال بالا تمام ویژگی‌های Animal را Bird دارد و Animal موجوداتی هوازی هستند.

وراثت باعث کاهش حجم پایگاه دانش می‌شود و سبب می‌شود هر مفهومی چندین بار تکرار نشود. در مثال بالا مشاهده می‌شود سطح و راستای پنگوئن و قناری پر گراف٬ یکی است و هر دو با یک یال به پرنده وصل شده است و این نمایانگر این است که بسیاری از مفاهیم در پنگوئن و قناری شبیه هستند.

در پاسخگویی به شبکه‌های معنا جستجویی روی گراف صورت می‌گیرد تا پاسخ یافته شود.

مشکل اصلی شبکه‌های معنا استاندارد نبودن روش بازنمایی آن است که ممکن است سلیقه‌ای عمل شود.

نمونه تکمیل شده شبکه‌های معنا همان نمودارهای UML خواهد بود.

روش شبکه‌های معنا جز روش‌های توصیفی است بدین معنی است که هرچه وجود دارد توصیف می‌کند در نتیجه زبان‌های توصیفی همچون Lisp ٬ SQL و Prolog بخوبی می‌تواند شبکه‌ معنا را کد کند .

مدیریت استثناها Exception Handling

مثال: پنگوئن یک پرنده است ولی پرواز نمی‌کند که این قابلیت توسط Exception Handling تصحیح می‌شود.

این مفهوم مشابه مفهوم Override در زبان‌های شی گراست.

Override the Inherited Information