شرايط اقراركننده

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:تعدد مجالس در اقرار
مقاله قبلی:اشکالات وارد به تعریف

شرايط اقراركننده

(ويثبت الزنا) في طرف الرجل والمرأة (بالإقرار به أربع مرات مع كمال المقر) ببلوغه وعقله (واختياره وحريته أو تصديق المولي له) في ما أقربه؛ مرد يا زن ، اگر چهار بار به زنا اقرار كنند، جرم آنها ثابت می شود. مشروط بر اينكه اقرار كننده بالغ، عاقل، مختار و آزاد باشد يا اگر آزاد نباشد، مولای وی زنايش را تصديق كند.

ولا فرق في الصبي بين المراهق وغيره في نفي الحد عنه بالإقرار؛ اگر اقرار كننده كودك باشد ، اقرار وی پذيرفته نمی شود. خواه اين كه مراهق باشد، يعنی بلوغش نزديک باشد، يا ]مراهق[ نباشد. بنابراين، به خاطر اقراری كه كرده است، حد بر وی جاری نمی شود.

نعم يؤدب لكذبه أو صدور الفعل عنه؛ اما اگر كودک به زنا اقرار كند او را تأديب می كنند. زيرا امر از دو حال خارج نيست : يا دروغ می گويد و زنا نكرده؛ يا زنا كرده است. در هر دو حال، تعزير می شود زيرا مستحق تأديب است.

لامتناع خلوه منهما؛ زيرا ممكن نيست كه هيچ كدام از اين دو حالت درباره وی صحيح نباشد.

ولا في المجنون بين المطبق ومن يعتوره الجنون ادواراً؛ همچنين، ديوانه نيز اگر به زنا اقرار كند، اقرارش پذيرفته نيست . خواه جنون او هميشگی باشد، يا عارضی و ادواری.

إذا وقع الإقرار حالة الجنون؛ يعنی اقرار ديوانه، هنگامی كه در حالت جنون باشد، پذيرفته نيست.

نعم لو أقر حال كماله حكم عليه؛ آری، اگر او هنگامی كه عاقل بوده است ، به زنا اقرار كرده است و پس از آن ديوانه شده باشد، محكوم به حد می شود.

وكذا لا فرق في غيره المختار بين من الجي إليه بالتوعد؛ همچنين ، شخصی كه به اجبار اقرار كند ، اقرارش معتبر نيست . بدين معنا كه وی را تهديد كنند يا به زور از او اقرار بگيرند برای مثال، به وی بگويند: «اگر اقرار نكنی، تو را می كشيم.»

وبين من ضرب حتي ارتفع قصده؛ يا در صورتی كه او را به گونه ای بزنند كه قصد و اراده اش از بين برود و بدون نيت اقرار كند.