صورتهاي مختلف اجتماع اسباب

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو

‫اﺟﺘﻤﺎع اﺳﺒﺎب، دوﻣﻴﻦ ﺻﻮرت از ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﺗﺰاﺣﻢ اﺳﺒﺎب اﺳﺖ. اﺳﺒﺎب ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪاي ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﺎه در ﻋﺮض و ﮔﺎه در ﻃﻮل ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻋﻤﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.‬‬ ‫ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺨﺴﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻮردي ﻛﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭼﺎﻫﻲ ﺣﻔﺮ ﻧﻤﻮده و دﻳﮕﺮي در آن ﺳﻘﻮط ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﺷﻬﺎدت ﻛﺬب ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺤﻜﻮﻣﻴﺖ ﻛﺴﻲ ﺑﻪ‬‬ ‫اﻋﺪام ﺷﻮﻧﺪ. در ﭼﻨﻴﻦ ﺣﺎﻟﺘﻲ، در واﻗﻊ ﺑﺎ ﺗﺴﺒﻴﺐ ﻣﺤﺾ، اﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺷﺮﻛﺖ رو ﺑﻪ رو ﻫﺴﺘﻴﻢ و ﺣﻞ ﭼﻨﻴﻦ ﺣﺎﻟﺘﻲ داراي ﭼﻨﺪان اﺑﻬﺎﻣﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻣﻬﻢ‬‬ ‫زﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺳﺒﺎب در ﻃﻮل ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻨﺪ.‬‬

‫ﻣﺜﺎل ﻣﻌﺮوﻓﻲ در اﻳﻦ ﻣﻮرد در ﻛﺘﺎﺑﻬﺎي ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ از اﻳﻦ ﻗﺮار اﺳﺖ: ﺷﺨﺼﻲ ﺑﺎ ﺳﮓ ﺧﻮد در ﺷﻬﺮ ﮔﺮدش ﻣﻲﻛﻨﺪ؛ در ﺣﺎﻟﻲﻛﻪ ﺑﺮﺧﻼف‬‬ ‫ﻣﻘﺮرات ﺑﺮ ﺳﮓ ﺧﻮد ﻗﻼده ﻧﺰده اﺳﺖ. در ﻧﺰدﻳﻜﻲ ﻳﻚ ﭼﻬﺎر راه ﺳﮓ، ﻛﻪ از ﺣﺮﻛﺎت ﺗﻬﺪﻳﺪآﻣﻴﺰ ﻛﻮدﻛﻲ دﭼﺎر وﺣﺸﺖ ﺷﺪه، ﻧﺎﮔﻬﺎن ﺑﻪ وﺳﻂ ﺧﻴﺎﺑﺎن ﻣﻲﭘﺮد و‬‬ ‫اﻳﻦ اﻣﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ راﻧﻨﺪه ﻳﻚ اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻼف ﻣﻘﺮرات در ﻗﺴﻤﺖ ﭼﭗ ﺧﻴﺎﺑﺎن ﻣﺸﻐﻮل ﺣﺮﻛﺖ اﺳﺖ، ﺑﺮاي ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي از ﺗﺼﺎدف ﺑﺎ ﺳﮓ، ﻋﺎﺑﺮي را‬‬ ‫ﻛﻪ ﺧﺎرج از ﻣﺤﻞ ﺧﻂﻛﺸﻲ، ﻣﺸﻐﻮل ﻋﺒﻮر از ﺧﻴﺎﺑﺎن اﺳﺖ زﻳﺮ ﺑﮕﻴﺮد. ﻋﺎﺑﺮ ﻣﺠﺮوح را ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎرﺳﺘﺎن ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ و ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻗﺼﻮر و ﺑﻲﻣﺒﺎﻻﺗﻲ ﺟﺮاح، ﻋﻔﻮﻧﺘﻲ در‬‬ ‫ﺑﺪن وي ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﻲآﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﺮگ ﻣﻲﺷﻮد. در اﻳﻨﺠﺎ ﺑﺎ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺗﻘﺼﻴﺮ از ﺟﺎﻧﺐ ﺻﺎﺣﺐ ﺳﮓ، ﻛﻮدك، راﻧﻨﺪه، ﻋﺎﺑﺮ و ﺟﺮاح رو ﺑﻪ رو ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ‬‬ ‫ﻫﻤﮕﻲ در ﻃﻮل ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.‬‬

‫ﺣﻘﻮقداﻧﺎن ﻏﺮﺑﻲ ﭼﻬﺎر ﻧﻈﺮﻳﺔ ﺷﺮط ﺿﺮوري ﻧﺘﻴﺠﻪ (ﺗﺴﺎوي اﺳﺒﺎب)، ﺷﺮط ﻣﺘﺼﻞ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ، ﺷﺮط ﻣﺘﺤﺮك و ﭘﻮﻳﺎ و ﺷﺮط ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻛﺎﻓﻲ را ﺑﺮاي ﺣﻞ‬‬ ‫ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻮاردي ﻣﻄﺮح ﻧﻤﻮده اﻧﺪ.‬‬ ﻓﻘﻬﺎ ﻧﻴﺰ ﭼﻬﺎر ﻧﻈﺮﻳﺔ ﺳﺒﺐ ﻣﻘﺪم در ﺗﺄﺛﻴﺮ، ﺳﺒﺐ ﻣﺆﺧﺮ در وﺟﻮد، ﺗﺴﺎوي اﺳﺒﺎب و ﺳﺒﺐ اﻗﻮي را ﺑﺮاي ﺣﻞ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻮاردي ذﻛﺮ ﻛﺮدهاﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﻧﻈﺮﻳﺔ‬‬ ‫ﺳﺒﺐ ﻣﻘﺪم در ﺗﺄﺛﻴﺮ را ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ و در ﻣﺎدة 364 ﻣﻘﺮر داﺷﺘﻪ اﺳﺖ:‬‬

‫ﻫﺮ ﮔﺎه دو ﻧﻔﺮ ﻋﺪواﻧﺎً در وﻗﻮع ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺳﺒﺐ دﺧﺎﻟﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻛﺎر او در وﻗﻮع ﺟﻨﺎﻳﺖ ﻗﺒﻞ از ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺳﺒﺐ‬‬ ‫دﻳﮕﺮي ﺑﺎﺷﺪ، ﺿﺎﻣﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﻧﻜﻪ ﻳﻜﻲ از آن دو ﻧﻔﺮ ﭼﺎﻫﻲ ﺣﻔﺮ ﻧﻤﺎﻳﺪ و دﻳﮕﺮي ﺳﻨﮕﻲ را در ﻛﻨﺎر آن ﻗﺮار دﻫﺪ و ﻋﺎﺑﺮ ﺑﻪ‬‬ ‫ﺳﺒﺐ ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﭼﺎه اﻓﺘﺪ. ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺳﻨﮓ را ﮔﺬارده ﺿﺎﻣﻦ اﺳﺖ و ﭼﻴﺰي ﺑﻪ ﻋﻬﺪة ﺣﻔﺮﻛﻨﻨﺪه ﻧﻴﺴﺖ و اﮔﺮ ﻋﻤﻞ ﻳﻜﻲ از‬‬ ‫آن دو ﻋﺪواﻧﻲ و دﻳﮕﺮي ﻏﻴﺮﻋﺪواﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﻓﻘﻂ ﺷﺨﺺ ﻣﺘﻌﺪي ﺿﺎﻣﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.‬‬

ﻣﺮاد از ﻋﺪوان، رﻋﺎﻳﺖ ﻧﻜﺮدن ﻣﻘﺮرات اﺳﺖ. از ﺟﻬﺖ رﻛﻦ رواﻧﻲ، اﺳﺒﺎب ﻣﺆﺛﺮ در اﻳﺠﺎد ﺣﺎدﺛﻪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻋﺎﻣﺪ، ﻣﻘﺼﺮ ﻳﺎ ﺧﺎﻃﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ. در ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻘﺼﻴﺮ ﻧﻴﺰ‬‬ ‫ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﻘﺼﻴﺮ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺑﻲاﺣﺘﻴﺎﻃﻲ، ﺑﻲﻣﺒﺎﻻﺗﻲ، ﻣﻬﺎرت ﻧﺪاﺷﺘﻦ و ﻳﺎ رﻋﺎﻳﺖ ﻧﻜﺮدن ﻣﻘﺮرات ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺪوان اﺷﺎره ﻛﺮده‬‬ ‫اﺳﺖ و دﻳﮕﺮ ﺻﻮرﺗﻬﺎ را ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﻗﺮار ﻧﺪاده اﺳﺖ. اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ اﺳﺘﺪﻻل ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺗﺒﺼﺮة ﻣﺎدة 336، ﻣﻴﺎن ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻘﺼﻴﺮ، ﻳﻌﻨﻲ‬‬ ‫ﺑﻲاﺣﺘﻴﺎﻃﻲ، ﺑﻲﻣﺒﺎﻻﺗﻲ ﻳﺎ رﻋﺎﻳﺖ ﻧﻜﺮدن ﻣﻘﺮرات، ﺗﻔﺎوﺗﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﭼﻨﻴﻦ ﺳﺨﻨﻲ ﺻﺤﻴﺢ اﺳﺖ، اﻣﺎ ﻣﻴﺎن ﺗﻘﺼﻴﺮ و ﻋﻤﺪ ﻳﺎ ﺗﻘﺼﻴﺮ و ﺧﻄﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺗﻔﺎوت وﺟﻮد‬‬ ‫دارد. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻫﺮ ﻳﻚ از ﺳﺒﺒﻬﺎ داراي ﺳﻪ ﺣﺎﻟﺖ رواﻧﻲ ﻋﻤﺪ، ﺗﻘﺼﻴﺮ و ﺧﻄﺎ (اﺷﺘﺒﺎه، ﻓﺮاﻣﻮﺷﻲ ...) ﺑﺎﺷﻨﺪ. از ﺗﺮﻛﻴﺐ اﻳﻦ ﺻﻮرﺗﻬﺎ، ﺑﺎ ﺣﺎﻻت‬‬ ‫ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ رو ﺑﻪ رو ﺧﻮاﻫﻴﻢ ﺑﻮد.‬‬

Sorat haye ravani.PNG

ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ ﻛﻪ در ﺻﻮرت ﺳﻮم، اﻓﺰون ﺑﺮ دو ﺳﺒﺐ ﻓﻮق ﻳﻚ ﻣﺒﺎﺷﺮ ﻧﻴﺰ وﺟﻮد دارد، ﻛﻪ ﺷﺨﺺ »ج« اﺳﺖ، اﻣﺎ از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ وي ﺟﺎﻫﻞ اﺳﺖ ﻓﻘﻂ اﺳﺒﺎب‬‬ ‫ﻣﺴﺌﻮل ﻫﺴﺘﻨﺪ؛ ﻟﺬا ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺪﻳﻦ ﺟﺎ ﻣﻨﺘﻬﻲ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ از ﻣﻴﺎن دو ﺳﺒﺐ ﻣﺬﻛﻮر ﻛﺪام ﻳﻚ ﺿﺎﻣﻦ اﺳﺖ؟‬‬

‫در ﺻﻮرت ﭘﻨﺠﻢ اﮔﺮ ﻣﺮگ ﻧﺎﺷﻲ از ﻋﻔﻮﻧﺖ و ﺳﺮاﻳﺖ ﺟﻨﺎﻳﺖ را از ﻧﻮع ﺗﺴﺒﻴﺐ در ﻗﺘﻞ ﺑﺪاﻧﻴﻢ، ﻣﺜﺎل ﺑﺎﻻ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺟﺘﻤﺎع اﺳﺒﺎب ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد و اﮔﺮ آن را از ﻧﻮع‬‬ ‫ﻣﺒﺎﺷﺮت ﺑﺪاﻧﻴﻢ، ﻣﻮﺿﻮع، داﺧﻞ در ﻣﺴﺌﻠﺔ اﺟﺘﻤﺎع ﺳﺒﺐ و ﻣﺒﺎﺷﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد، وﻟﻲ در ﻫﺮ ﺣﺎل ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻓﺮق ﻧﻤﻲﻛﻨﺪ و ﻫﻤﻮاره ﻣﺄﻣﻮر، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﺒﺐ اﻗﻮي‬‬ ‫ﺿﺎﻣﻦ اﺳﺖ؛ ﺧﻮاه اﻗﻮي از ﻣﺒﺎﺷﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ اﻗﻮي از ﺳﺒﺐ دﻳﮕﺮ.‬‬

‫در ﺧﺼﻮص ﺻﻮرت ﺷﺸﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ: در واﻗﻊ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻏﺬا را ﻣﺴﻤﻮم ﻛﺮده و ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﻧﻴﺴﺖ، ﺿﺎﻣﻦ اﺳﺖ. ﭼﻮن ﺿﺎﻣﻦ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﺎﻳﺪ دﻳﻪ از‬‬ ‫ﺑﻴﺖاﻟﻤﺎل ﭘﺮداﺧﺖ ﺷﻮد. اﻟﺒﺘﻪ ﻣﺎدة 313، ﻛﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ اﻣﺮ ﺗﺼﺮﻳﺢ دارد، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻓﺮار ﺟﺎﻧﻲ اﺳﺖ، وﻟﻲ ﺟﺎﻧﻲ ﻣﺠﻬﻮل ﻧﻴﺰ ﻫﻤﻴﻦ ﺣﻜﻢ را دارد و ﻗﺎﻋﺪة ﻣﻌﺮوف (ﺧﻮن ﻣﺴﻠﻤﺎن ﻫﺪر ﻧﻤﻲرود.) در اﻳﻨﺠﺎ ﺣﺎﻛﻢ اﺳﺖ. ﻧﻬﺎﻳﺖ آﻧﻜﻪ در اﻳﻦ ﻣﻮرد ﻧﻴﺰ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ ﻓﺘﺎواي ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﻧﻤﻮد.‬‬