معانی احصان

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:اجرای حد بر قذف كننده شخص محصن
مقاله قبلی:مجازات قيادت

الف) معانی احصان

1- تزويج

وهو يطلق علی التزويج كما فی قوله تعالی : ﴿والمحصنات من النساء ﴾ [۱] و ﴿محصنات غير مسافحات﴾ [۲]؛ احصان در معانی گوناگونی به كار می رود كه يكی از معانی آن تزويج است؛ به عبارت ديگر، زنی كه ازدواج كرده باشد، محصنه است ؛ همچنان كه خدای تعالی می فرمايد: ﴿والمحصنات من النساء ﴾؛ زنهايی كه تزويج كرده اند ، يا می فرمايد : ﴿ومحصنات غير مسافحات﴾؛ زنانی كه تزويج كرده اند و « مسافحات » يعنی زانی نباشند.

2- اسلام

وعلي الإسلام ومنه قوله تعالی : ﴿فإذا أحصنّ﴾، [۳] قال ابن مسعود « إحصانها إِسلامها »؛ گاهی احصان بر كسی كه مسلمان است ، اطلاق می شود؛ به عبارت ديگر هر كس كه مسلمان شود، محصن می شود؛ زيرا اسلام انسان را حفظ می كند؛ همچنان كه ابن مسعود در تفسير آية ﴿فإذا أحصنّ﴾ می گويد: « احصانِ زن به اسلام آوردن اوست »

3- حرّيت

وعلي الحرية ومنه قوله تعالی : ﴿ومن لم يستطع منكم طولاً أن ينكح المحصنات ﴾ [۴] وقوله تعالی : ﴿والمحصنات من المؤمنات والمحصنات من الذين اوتوا الكتاب ﴾ [۵]؛ از ديگر معانی احصان، حرّيت است ؛ يعنی زنی كه آزاد است ، محصنه ناميده می شود . در قرآن كريم می فرمايد: « كسی كه قدرت ازدواج با زنان آزاد را ندارد، می تواند با زنانی كه مملوک هستند ازدواج كند. » همچنين در جای ديگر می فرمايد: « زنان آزاد از مؤمنان يا زنان آزاد از اهل كتاب. » در هر دو آيه، زنان آزاد را با لفظ « محصنات » ذكر كرده است.

4- اجتماع امور پنج گانه

وعلی الاجتماع أمور بالخمسة التی نبه إليها هنا بقوله : (وأعنی) بالإحصان هنا (البلوغ والعقل والحرية والإسلام والعفة )؛ معنای ديگری كه برای احصان وجود دارد، اجتماع امور پنج گانه است و آن همان معنايی است كه مصنف در اينجا مد نظر قرار داده است؛ زيرا می گويد: « قصد من از احصان در اينجا اجتماع امور پنج گانه، يعنی بلوغ، عقل، حريت، اسلام و عفت است ».



پاورقی

  1. نساء/ 24
  2. همان/ 25
  3. همان
  4. نساء/ 25
  5. مائده/ 5