معنای تغريب

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
متون فقه جزایی
مقاله بعدی:علت برداشته شدن حد
مقاله قبلی:معنای جز

معنای تغريب

(والتغريب نفيه عن مصره بل مطلق وطنه إلي آخر قريباً كان أم بعيداً بحسب ما يراه الإمام (عليه السلام)؛ تغريب به معنای تبعيد از شهر خود است و منظور از شهر ، جايی است كه موطن فرد باشد، خواه شهر خودش باشد يا جای ديگری كه در آن ساكن شده است و شهر خودش نيست. محل تبعيد نيز فرقی ندارد كه دور يا نزديک باشد و اين به نظر امام (عليه السلام) بستگی دارد.

مع صدق اسم الغربة؛ محلی كه به آن تبعيد می شود بايد به قدری از شهر فاصله داشته باشد كه غربت بر آن صدق كند ، اما اگر جايی باشد كه به شهر نزديک باشد؛ برای مثال نزديک دروازه شهر باشد و فاصله زيادی با شهر نداشته باشد، غربت بر آن صدق نمی كند و كافی نيست.

فإن كان غريبا غرب إلي بلد آخر غير وطنه والبلد الذي غرب منه؛ اگر كسی در شهری كه غريب است زنا كند ، بايد به شهر ديگری غير از وطنش و غير از شهری كه از آن تغريب شده است، تبعيد شود . ممكن است كسی در شهر غريبی زنا كند، اما در اين حالت نمی توان گفت كه چون در اينجا غريب است، پس به همين شهر تبعيد شود.

(عاماً) هلالياً؛ اين تبعيد بايد يک سال قمری باشد.

فإن رجع إلي ما غرّب منه قبل إكماله أعيد حتي يكمل بانياً علي ما سبق؛ اگر پيش از تمام شدن يک سال به همان شهری كه زنا كرده است، بازگردد، بايد او را به تبعيدگاه برگردانند تا يک سال كامل شود و آنچه گذشته نيز حساب می شود؛ يعنی اگر او را دوباره به تبعيدگاه برگردانند، نبايد از نو سالش را شروع كنند؛ برای مثال اگر شش ماه در تبعيدگاه اقامت داشته است، هنگام بازگشت ، تنها شش ماه بايد در آنجا بماند تا يک سال كامل شود.

وإن طال الفصل؛ هرچند فاصله مدتی كه از تبعيدگاه خارج شده است با زمانی كه او را برمی گردانند، زياد باشد؛ برای مثال اگر بعد از شش ماه اقامت در تبعيدگاه، بازگردد و يک سال در شهر خودش اقامت كند، سپس بفهمند كه او از تبعيدگاه خود پيش از موعد خارج شده است، او را برمی گردانند و شش ماه ديگر بايد در تبعيد بماند.

(ولا جز علي المرأة ولا تغريب)؛ حد تراشيدن سر و تبعيد در مورد زن اجرا نمی شود.

بل تجلد مئة لا غير؛ بلكه تنها به او صد تازيانه می زنند.

لاصالة البراءة، وادعي الشيخ عليه الإجماع؛ شيخ گفته است كه نبود حكم جز و تغريب در زن ، اجماعی است و اصل نيز همين را بيان می كند.

وكأنه لم يعتد بخلاف ابن عقيل حيث اثبت التغريب عليها للأخبار السابقة؛ شيخ، نظر ابن عقيل را كه به تبعيد زن معتقد بوده است، نپذيرفته و در اين حكم به روايات قبلی استناد كرده است.

والمشهور أولي بحال المرأة وصيانتها ومنعها من الإتيان بمثل ما فعلت؛ قول مشهور اين است كه زن جز و تغريب ندارد و اين به دليل صيانت است؛ زيرا اگر تبعيدش كنند، ممكن است در تبعيدگاه نيز زنا كند. بنابراين، او را تحت نظر نگه می دارند تا كار خود را تكرار نكند.