نظریه ی نمایندگی ناقص

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
حقوق تجارت
مقاله بعدی:تئوری یا نظریه ی ظاهر
مقاله قبلی:نظریه تبدیل تعهد


انواع نمایندگی

نمایندگی بر دو قسم است: نمایندگی کامل و نمایندگی ناقص.

در نمایندگی و نیابت کامل (به انگلیسی: delegation parfaite) وقتی قرارداد منعقد می‌شود و عمل حقوقی نمایندگی به طور کامل محقق می‌شود، اصیل از مسئولیت خارج شده و تعهد بر عهدۀ نماینده و نایب قرار می‌گیرد. اما برای اجتناب از این ایراد و به این دلیل که نمایندگی کامل با طبیعت برات سازگار نیست و در برات حتی با قبولی برات‌گیر کماکان برات‌دهنده مسئول باقی می‌ماند، برخی حقوق‌دانان نظریه ی نمایندگی ناقص (به انگلیسی: delegation imparfaite) را ارائه کردند.

در نمایندگی ناقص برای نایب و نماینده تعهد ایجاد می‌شود و علاوه بر آن منوب عنه و اصیل هم کماکان مسئول باقی می‌مانند. گفته می‌شود برات نوعی نمایندگی ناقص است. البته تعبیر نمایندگی یا نیابت در مورد delegation به معنی این نیست که این نهاد حقوقی نوعی وکالت می‌باشد. در حقوق ما وکالت در انجام کار به وکیل داده می‌شود در حالی که وکیل متعهد نمی‌شود، اما در delegation نماینده به نیابت از اصیل تعهدی را می‌پذیرد. اگر بخواهیم در حقوق خودمان شبیه آن را پیدا کنیم، در واقع delegation نوعی حواله‌ بر بری می‌باشد که به موجب آن محیل بر محالٌ علیهِ بریء حواله صادر می‌کند و در صورت قبولی او، محیل بری الذمه می‌شود.

تعریف نمایندگی ناقص

یکی از نظریه‌های کلاسیک در مورد ماهیت برات نظریه ی نمایندگی ناقص است.

در حقوق فرانسه یک تأسیس حقوقی به نام delegation وجود دارد که در فارسی به نیابت یا نمایندگی ترجمه شده است و اصطلاحاً عملی حقوقی است که به موجب آن شخصی به دیگری دستور می‌دهد تعهدی را به نفع ثالث ایجاد کند یا انجام دهد. این عمل حقوقی سه طرف دارد:

آمر (منوبٌ عنه)یا اصیل

مأمور (نایب) یا نماینده

ذی‌نفع (منوبٌ له) یا ثالث

Delegation به این معنی است که کسی به نیابت و نمایندگی از دیگری کاری را بر عهده بگیرد. مرحوم دکتر شهیدی این واژه را به نمایندگی در وصول تعبیر نموده‌اند که درست به نظر نمی‌رسد و اکثر حقوق‌دانان آن را به نمایندگی در انجام یا ایفای تعهد ترجمه کرده‌اند. بر مبنای اینکه delegation نوعی نیابت در تعهد است، برات‌دهنده یا برات‌کش به برات‌گیر نمایندگی یا نیابت می‌دهد که تعهدی را به نفع دارنده ی برات بپذیرد و از جانب برات‌دهنده تعهد را، که همان وجه برات است، ایفا کند. اما طبق تعبیر دکتر شهیدی اعطای نیابت از جانب برات‌کش به دارنده ی برات است که طبق آن دارنده برای وصول طلب برات‌دهنده از برات‌گیر نمایندگی پیدا می‌کند.

طبق تعریف اول که ترجیح دارد برات‌دهنده در پرداخت برات (نیابت در تعهد) به برات‌گیر نیابت می‌دهد؛ در حالی که تعبیر دوم نیابت در وصول است.

ایرادات نظریه

Delegation سه طرف دارد و رضایت هر سه طرف هم در ایجاد این رابطه شرط است. اگر نایب راضی نباشد نمایندگی، ولو به نحو ناقص، محقق نمی‌شود و قصد و رضای نایب لازم است. اما در برات اگرچه سه طرف پیش‌بینی شده است، با تنظیم و امضای برات توسط برات‌دهنده و تسلیم آن به دارنده، برات محقق می‌شود، صرف نظر از اینکه برات‌گیر برات را قبول کند یا نکول.

2ـ این نظریه به سؤال اصلی ما پاسخ نمی‌دهد. سؤال اصلی در بحث ماهیت حقوقی برات و به طور کلی در سند تجاری این است که دلیل مسئولیت تضامنی صادرکننده و ظهرنویس ها در برابر دارندگان بعدی چیست؟ چرا با وجود ایفا یا سقوط تعهد منشأ باز هم امضاکنندگان سند در مقابل دارنده مسئول‌اند؟ به عبارت دیگر چرا و چگونه تعهد ناشی از سند تجاری از ایرادات مصون است؟

3ـ در Delegation imparfaite یا نمایندگی ناقص، تعهد جدیدی برای دستوردهنده ایجاد نمی‌شود و همان تعهدی را دارد که قبلاً داشته است، اما در اسناد تجاری فرض بر این است که برای صادرکنندۀ سند تجاری حداقل در برابر دارندگان بعدی تعهدی ایجاد می‌شود که مستقل از رابطۀ حقوقی سابق است. بر این اساس ما برای سند تجاری وصف تجریدی قائل هستیم، در حالی که نهاد نیابت در تعهد این خصوصیت را ندارد.