کلام قاموس در معنای شرط

از ویکی جامع پردیس دانشگاهی دانشگاه قم
پرش به: ناوبری، جستجو
پایگاه داده
مقاله بعدی:نقد شیخ بر کلام قاموس
مقاله قبلی:کتاب دیگر شیخ

و في القاموس: «أنّه إلزام الشّيءِ و ِالتِزامه في البَیع و غیره» و ظاهِره کَون اسْتعمالِه في الإلزامِ الابتدائي مَجازاً أو غیر صحیحٍ.

در کتاب قاموس آمده است: «إنّه إلزام الشیء و إلتزامه فی البیع و غیره»؛ یعنی شرط، الزام کردن به چیزی و پذیرفتن آن در ضمن عقد بیع و نظایر آن است. از این کلام فهمیده می‌شود که به کار بردن واژۀ شرط در تعهدات ابتدایی، یا مجاز است و یا نادرست.

شیخ برای‌ توضیح‌ معنای حدثی شرط، کلامی از کتاب قاموس نقل می کند‌ كه‌ در معنای‌ شرط‌ گفته‌ است‌: «انّه‌ الزام‌ الشی‌ء و التزامه‌ فی البیع و نحوه».

باید توجه‌ داشت‌ كه‌ الزام‌ یعنی‌ ایجاد تعهد بر ذمّه؛‌ و التزام‌ به‌ معنای‌ ایجاد تعهد بر ذمّۀ‌ خود است‌.

مرحوم‌ شیخ‌ می‌فرماید:

ظاهر كلام‌ قاموس‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌كار بردن‌ واژۀ‌ شرط‌ در الزام‌ ابتدایی‌، مجاز یا نادرست‌ است. مراد از الزام‌ ابتدایی‌ آن‌ است‌ كه‌ شخصی‌ نسبت‌ به‌ انجام‌ یا ترک‌ فعلی‌ تعهد كند، بی‌آنكه‌ این‌ تعهد به‌ عقدی‌ مرتبط‌ باشد.درباره اعتبار و الزام‌آور بودن‌ چنین‌ تعهدی‌ دو نظریه‌ وجود دارد:

عده ای اندراج شرط در عقد را ضروری دانسته، شرط ابتدایی را بی اثر می دانند، و گروهی معتقدند ادلۀ شروط، شامل شروط ابتدایی نیز می شود. مقصود از مجاز، به‌كار بردن‌ لفظ‌ در معنایی‌ غیر از معنای‌ موضوعٌ‌له‌ می‌باشد، البته‌ درستی‌ این‌ استعمال‌ منوط‌ به‌ وجود مناسبت‌ (علقۀ مجاز) و قرینه‌ (اعم‌ از لفظی‌ و غیر لفظی‌) است‌. مناسبتی‌ كه‌ می‌تواند مصحح‌ به‌كار بردن‌ واژۀ‌ شرط‌ در معنای‌ الزام‌ ابتدایی‌ باشد، مشابهت‌ شرط‌ ابتدایی‌ با شرط‌ ضمنی‌ در ایجاد تعهد بر ذمّۀ‌ مشروطٌ‌علیه‌ است‌.

منظور از غیرصحیح‌ (نادرست)، استعمال‌ لفظ‌ در غیر معنای‌ موضوعٌ‌له‌، بدون‌ وجود مناسبت‌ و قرینه‌ است‌. طبق‌ این‌ احتمال‌، به‌كار بردن‌ كلمۀ‌ شرط‌ در معنایی‌ غیر از شروط‌ ضمن‌ عقد صحیح‌ نیست، خواه‌ این معنا الزام‌ ابتدایی‌ باشد یا معنایی‌ دیگر.